قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ١٢١ - كل ما هو برزخ بين الشيئين لا بد و ان يكون غيرهما، بل جهتان يشبه بكل منهما ما يناسب عالمه
بنابراين، صفات پسنديده همواره برزخ ميان صفات ناپسند مىباشند و چون برزخ بين دو حدّ افراط و تفريط مىباشند، به حكم قاعدۀ مزبور، جزء هيچيك از طرفين نمىباشند؛ بلكه هركدام از صفات پسنديده داراى دو جهت مىباشند كه از جهتى به حدّ افراط شبيهاند و از جهتى به حدّ تفريط و در عين حال نه در حدّ افراطاند و نه در حدّ تفريط.
اين مطلب به اين صورت كه مورد بحث قرار گرفت، يعنى فضيلت در اخلاق را حدّ وسط و برزخ بين دو حد افراط و تفريط دانستن، مورد توجه كليۀ علماء اخلاق واقع شده است و در حقيقت قولى است كه جملگى برآنند. البته مبدع و مبتكر اين نوع تفكر در مسائل اخلاقى را بايد ارسطو دانست؛ ولى پس از وى اكثر علماء اخلاق آن را پذيرفته و از آن پيروى كردهاند.
حجّة الاسلام غزالى در اين باب مىگويد:
أمّهات الاخلاق و اصولها اربعة: الحكمة و الشجاعة و العفة و العدل. المحمود من الاخلاق هو الوسط و هو الفضيلة و الطرفان رذيلتان مذمومتان، فإنّ الحكمة يسمّى افراطها عند الاستعمال فى الاغراض الفاسدة خبثا و جربزه و يسمّى تفريطها بلها و الوسط هو الّذى يختصّ باسم الحكمة ١.
صدر المتألّهين نيز در مباحث مربوط به سعادت نفس، كمال نفس را در اين عالم، حصول عدالت دانسته و عدالت را به حدّ وسط بين اخلاق متضاد در طرفين افراط و تفريط تعريف كرده است. سپس در مقام توضيح مىافزايد كه طرفين افراط و تفريط در نيروهاى اخلاقى بشر، موجب فساد نفس ناطقه و باعث هلاكت آن مىشوند و مادام كه انسان در جهان مادى زندگى مىكند، بههيچوجه نمىتواند از آثار سوء اينگونه نيروها خلاصى يابد. ولى چون حالت متوسط بين نيروهاى اخلاقى به منزلۀ خالى بودن انسان از آن نيروهاست، هرگاه انسان بتواند خود را به حالت اعتدال حدّ وسط ميان نيروهاى نفسانى بيارايد و از طرفين افراط و تفريط بپيرايد، از آثار سوء اينگونه نيروها در امان خواهد بود. زيرا حالت اعتدال حد وسط، چون به منزلۀ خالى بودن از طرفين افراط و تفريط است، قهرا از نظر تأثير نيز در حكم لا مؤثّر و به منزلۀ بىتأثير است. چنانكه مثلا در آب، حدّ وسط ميان حرارت و برودت را كه به لفظ فاتر و در لغت فارسى عاميانه به كلمۀ
[١] احياء علوم الدين. ج ٣، ص ٥٤.