قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٤٢٨ - دفع توهم
پيش از هرپديده يا «كائن بعد ما لم يكن» لازم و ضرورى مىداند وجود مادهاى است كه حامل استعداد آن پديده باشد؛ زيرا هيچ پديدهاى در عالم بدون استعداد سابق، صورت تحقق نمىپذيرد و چونكه استعداد، كيفيت است و كيفيت يك نوع عرض است، هيچگاه بدون موضوعى كه حامل آن باشد، در خارج موجود نمىگردد. بنابراين، قبل از هر پديده در عالم، وجود مادهاى كه حامل استعداد آن باشد، ضرورى است.
مقصود امام فخر رازى نيز از اثبات معناى امكان قبل از هرپديده همانا امكان استعدادى است، نه امكان ذاتى؛ و چون استعداد ١يك حكم اضافى است كه پيوسته بين دو شىء مستعد و مستعدّله قرار مىگيرد، هرگز نمىتواند بهطور مستقل وجود داشته باشد. بنابراين، وجود يك موضوع براى حكم اضافى استعداد از نظر عقل ضرورى و لازم است؛ چنانكه امام رازى در اين باب مىگويد:
و أعنى بهذا الامكان، الاستعداد التّام على ما عرفته و ذلك الاستعداد التّام يستدعى محلاّ، لأنّه حكم إضافى غير مستقل بنفسه بل لا بدّ له من محلّ و لا بدّ أن يكون ذلك المحل موجودا عند تجدّد ذلك الشّىء، لأنّ الّذى يوجد فيه إمكان الشّىء هو الشّىء الّذى حصلت فيه قوّة وجود ذلك الشّىء، أى إستعداد ٢.
از آنچه تاكنون ذكر شد، بهروشنى معلوم مىشود بين امام فخر رازى و ابن سينا در مفاد اين قاعده هيچگونه اختلافى وجود ندارد و هردو تن معتقدند هر پديده بايد پيش از پديدار شدن، استعداد آن را داشته باشد و داشتن استعداد سابق بدون حامل استعداد، امكانپذير نيست.
دفع توهم
در آغاز اين مبحث يادآورى شد كه آنچه در عالم پديدار مىگردد، اعم از اينكه به نحو كون باشد يا فساد، بايد پيش از پديدار شدن داراى خاصيت امكان بوده باشد؛ ولى آنچه از طبيعيات كتاب شفا تحت عنوان «لا بدّ لكلّ كائن بعد ما لم يكن من أن يتقدّمه مادّة. . .» نقل شد، به اين معنى است كه اين حكم فقط در مورد كائنات صادق است و هرگز پديدههاى عدمى را شامل نمىگردد. البته آنچه از ظاهر عبارت شفاى ابن سينا متبادر به ذهن مىگردد، شامل پديدههاى عدمى نمىشود. ولى بررسى بيشتر در ما قبل و ما بعد
[١] حالت استعداد را هرگاه با شىء مستعدّله مقايسه نمايند، «امكان استعدادى» مىنامند.
[٢] المباحث المشرقية. ج ٢، ص ٤٠١.