قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢٤٨ - توهم نقض
آفريدگار جهان كه احسن الخالقين است، انسان را در احسن تقويم آفريد؛ چنانكه گفته است «لَقَدْ خَلَقْنَا اَلْإِنْسٰانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ» و به مقتضاى حديث منقول از معصوم (ع) : «إن اللّه خلق آدم على صورته» بنياد آفرينش بشر را بر مثال خويش استوار ساخت.
برهان قاعده
صدر الدّين قونوى براى اثبات اين قاعده، علاوهبر آنچه از طريق نقل آمده، به يك برهان عقلى نيز تمسّك كرده است؛ و آن برهان عبارت است از اينكه ثمرۀ هرشىء كه از آن صادر مىشود، همواره اثر آن شىء است. و اثر هرشىء اعم از اينكه جزئى باشد يا كلى، لازمۀ شىء است؛ و لازمۀ هرشىء هيچگاه نمىتواند ضدّ ملزوم خود يا نقيض آن باشد. بنابراين، نتيجه اين است كه «الشّىء لا يصدر عنه و لا يثمر ما يضادّه» .
برخى بر اين برهان اشكال كردهاند و گفتهاند لزوم بين دو شىء همواره موجود است، اگرچه آن دو شىء متناقض باشند. بنابراين، كبراى برهان كه مىگويد: «لازم شىء هيچگاه منافى با ملزوم خود نيست» از اعتبار ساقط مىگردد.
پاسخ صدر الدين قونوى، به اين اشكال اين است كه لزوم بين دو شىء هرگاه واقعا در خارج وجود داشته باشد، تنافى نيز بين آنها نخواهد بود و لازم شىء با ملزوم خود مناسب خواهد بود. ولى اگر آن لزوم واقعا در خارج موجود نباشد، لازمى نيست كه با ملزوم خود مناسب باشد. چنانكه مىگويد:
و تحقيقه أنّه إذا تحقّق تقدير اللّزوم الجزئى، تحقّق الأثمار و الثّمرة مناسبة و إذا لم يتحقق فالمترتّب عدم الأثمار لا أثمار العدم ١.
توهّم نقض
برخى گمان كردهاند كه اين قاعده، عام نيست و همۀ موارد را بهطور كلى شامل نمىشود.
منشأ گمان اين جماعت اين است كه به صدق قاعده در برخى موارد برحسب ظاهر نقض وارد شده است. موارد زير را مىتوان نمونهاى براى نقض قاعده به حساب آورد:
١. موجودات ثابت و مجرد، منشأ صدور موجودات حادث و فانى مىباشند.
٢. جهان با همۀ كثرتهايى كه در آن مشاهده مىشود، از واحد حقيقى صادر مىگردد.
٣. در عالم طبيعت برحسب تجربۀ طبى، سقمونيا، گياهى كه طبعا حار است، موجب تبريد مزاج مىشود.
[١] مفتاح الانس. ص ٢٩.