قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢٢ - سهروردى و قاعده
يصحّ عليها انتقال عن موضوعاتها بل تبطل عنها ١.
او وجود اعراض و صور مادى را در حدّ ذات عبارت مىداند از وجود آنها در موضوعات خودشان [بهطورىكه حيثيت وجود آنها در خارج همان وجود در موضوع است]بنابراين انتقال اعراض و صور مادى از موضوعات خودشان از نظر عقل جايز نيست، بلكه انتقال موجب ابطال آنها خواهد بود.
سخن فارابى را به تعبير ديگر مىتوان اينچنين خلاصه نمود:
وجود عرض در خارج عبارت است از وجود آن در موضوع، بهطورىكه حيثيت وجود در موضوع عبارت است از حيثيت ذات آن. بنابراين، وجود عرض بدون موضوع از نظر عقل امكانپذير نيست. در اين صورت، اگر فرض شود كه عرض از يك موضوع به موضوع ديگر انتقال يابد، نفس انتقال مستلزم آن است كه عرض، موضوع اول را رها كرده و به موضوع دوم منتقل گردد، و در حالتى كه عرض موضوع اول را رها كرده و هنوز به موضوع دوم منتقل نگشته است، لازم مىآيد در اين لحظه عرض بدون موضوع در خارج موجود باشد؛ در حالى كه حيثيت وجود در موضوع براى مقولۀ عرض حيثيت ذاتى است و انفكاكش از موضوع بههيچوجه، اگرچه يك لحظه باشد، جايز نيست. چون انفكاك عرض از موضوع ولو در يك لحظه، موجب ابطال آن خواهد بود و اين همان معنايى است كه فارابى در رسالۀ تعليقات به آن اشاره كرده است.
سهروردى و قاعده
امتناع انتقال عرض در فلسفۀ شيخ مقتول شهاب الدين سهروردى (٥٤٩-٥٨٧ ه ق.) به عنوان يك قاعده مورد بحث قرار گرفته است، چنانكه مىگويد:
قاعدة ما قيل فى انّ العرض ممتنع النقل انّه كما انّ وجوب وجود العام فى مادة عامة فلا يستغنى عنها، فوجوب وجود الخاص بمادة خاصة فلا ينتقل. و قد أورد عليه بعضهم انّه انفسخ بالهيولى لما كان وجوب وجودها العام بالصورة العامة و ما وجب وجودها الخاص بصورة خاصة و ربما يفرق المحتج بانّ الهيولى غير حادثة متعيّنة تخصّص الوجوب بل هى واجبة ابدا بالعام المنتشر الاشخاص على سبيل البدل، بخلاف السواد، فانّه تعيّن يخصّص اوّل حدوثة
[١] رسالۀ تعليقات. ص ١٠.