قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢٤٥ - وجود ذهنى و قاعده
شخص مثلا تميّز هست؛ و هريك از مراتب مشخص نيستند؛ چنانكه نفس ناطقه هفت لطيفه دارد و هريك مشخّص نيست كه هفت نفس باشند، بلكه همه تفنّن يك تشخّصاند. . . ١
از آنچه تاكنون در باب تشخص گذشت، به روشنى معلوم مىشود كه هرچيزى بدون اينكه تشخّص يابد، هرگز موجود نمىشود و آنچه در خارج موجود است، متشخّص است. انتزاع مفاهيم كليه كه قابل صدق بر كثيرين است و انفكاك آنها از يكديگر در خارج ممكن نيست و فقط در قلمرو عقل انجام مىگيرد، و اين عقل است كه در جهان پهناور خويش همواره به تجزيه و تحليل امور مىپردازد. بنابراين از مجموع آنچه حكما در اين باب گفتهاند، اين قاعده به دست مىآيد كه «الشّىء ما لم يتشخّص لم يوجد» .
حكيم هيدجى براى اثبات اين قاعده به صورت نظم قياسى، برهان اقامه كرده است، بهاينترتيب كه كليۀ افراد يك طبيعت نسبت به آن طبيعت داراى نسبت متساوى مىباشند، و چون ترجيح يكى از افراد بر ديگرى كه داراى نسبت متساوى مىباشند، بدون مرجّح خارجى محال است، مادام كه طبيعت كلى به يكى از آن افراد متشخّص و متعيّن نگردد، هرگز از علت صادر نخواهد شد، چنانكه مىگويد:
الشّىء ما لم يتشخّص لم يوجد، لأنّ الطّبيعة الكلّية نسبة جميع أشخاصها إليها واحدة فما لم يتخصّص بواحد منها لم يصدر عن العلة.
وجود ذهنى و قاعده
همانطور كه در آغاز اين مبحث يادآورى شد، براى اثبات برخى مسائل فلسفى به اين قاعده استناد شده است.
يكى از مسائلى كه براى اثبات آن به اين قاعده تمسّك شده است، مسئلۀ اثبات وجود ذهنى است. براى اثبات وجود ذهنى، چندين برهان اقامه شده كه يكى از محكمترين آنها عبارت است از برهانى كه بر اين قاعده استوار است. بهاينترتيب كه برخى مفاهيم همواره به صفت كليت متصف مىباشند و چون صفت كلى يك امر ثبوتى است، ناچار موصوف آن نيز بايد موجود باشد. در اين هنگام با اين مشكل مواجه مىشويم كه موجود بودن مفهوم كلى در خارج به نعت كليت امكانپذير نيست. زيرا به حكم قاعدۀ «الشّىء ما لم يتشخّص لم يوجد» آنچه در خارج موجود است، جز يك امر
[١] اسرار الحكم، ص ٣٣٦-٣٣٧.