قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٤٨٩
نخواهد شد.
اشكال قاعده
كسانى كه با موازين عقلى و قواعد فلسفى آشنايى كامل دارند، بهروشنى درمىيابند اشكالاتى كه بر اين قاعده وارد است، بههيچوجه قابل دفع نيست؛ زيرا تأثّر يك نوع انفعال است و انفعال بدون وجود ماده يا يك نوع ارتباط با ماده هرگز در خارج متحقق نمىگردد. چون فعل و انفعال تدريج و تدرّج است و تدريج و تدرّج بدون حركت امكانپذير نيست. حركت نيز بدون وجود ماده صورت تحقق نمىپذيرد. بنابراين، ذات مقدس حق تعالى، كه از هرگونه صبغۀ ماده و آثار ماده منزه است، از هرگونه تأثّر و انفعالپذيرى نيز منزّه و مبرّا است. از طرف ديگر، پذيرفتن اين سخن كه حق تعالى از يك جهت مؤثّر است و از يك جهت متأثّر، مستلزم اين است كه حق تعالى در ذات خود داراى تعدد جهت باشد و تعدّد جهت مستلزم تركيب در ذات او خواهد بود؛ در حالى كه حق تعالى از هرگونه تركيب منزه و مبراست. تعالى عن ذلك علوا كبيرا.
در اينجا اگر كسى تعدد جهت را در مورد حق تعالى انكار نمايد و بگويد ذات مقدس حق تعالى از جهت واحده هم مؤثر است و هم متأثّر، در پاسخ وى گفته مىشود: مؤثّر بودن و متأثّر واقع شدن عبارت ديگرى است از فاعل بودن و قابل بودن، در حالى كه شىء واحد از جهت واحده نمىتواند هم فاعل باشد و هم قابل. و ما در باب حرف «ش» اين كتاب به تفصيل از اين قاعده سخن گفته و ثابت كردهايم «كه الشّىء لا يكون فاعلا و قابلا من جهة واحدة» .
فلاسفۀ الهى هميشه مبدء المبادى را مؤثّر تام و غير متأثّر مىدانستهاند؛ بهطورى كه اثبات محرك اول از زمان ارسطو، فيلسوف بزرگ يونان باستان، در ميان آنان معروف و مشهور است.
الحمد و للّه أوّلا و آخرا و ظاهرا و باطنا و هو بكلّ شىء عليم