قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٣٣٣ - برهان قاعده
القسر لا يكون دائميا و لا اكثريا
قسر، كه عبارت است از جريان شىء برخلاف مقتضاى طبيعت خويش، بهطور دائمى و اكثرى امكانپذير نيست؛ يعنى هيچگاه يك شىء در تمام يا اكثر اوقات برخلاف مقتضاى طبيعت خويش جريان پيدا نمىكند. ولى ممكن است برخى اشياء، در برخى اوقات، برخلاف مقتضاى طبيعت خويش بر سبيل قسر جريان يابد، اگرچه به زودى از زير بار سيطرۀ نيروى قاسر بيرون آمده طريق اصل خويش را طى نمايد. و اين از آن جهت است كه در تنگناى جهان عناصر، اشياء با يكديگر برخورد و اصطكاك پيدا مىكنند و هرگونه برخورد و اصطكاك بين موجودات، يك نوع جريان قسرى را ايجاب مىنمايد كه اين نوع قسر در برخى اوقات براى اشياء امكانپذير است؛ ولى براى هميشه يا بيشتر اوقات هرگز امكانپذير نخواهد بود.
برهان قاعده
اثبات اين قاعده، بدون اثبات علت غايى براى موجودات در جهان آفرينش و همچنين بدون توجه به حكمت و عنايت ربانى در نظام هستى، امكانپذير نيست؛ چنانكه دانشمندان مادى كه به وجود علت غايى در جهان خلقت معتقد نيستند، مدلول اين قاعده را نپذيرفتهاند و چنين مىپندارند كه برخى از انواع موجودات در اثر سيطرۀ نيروى قاسر به قسر دائمى يا اكثرى از بين رفتهاند. شايد مسئلۀ حلقۀ مفقوده در نظريۀ معروف تكامل، كه داروين و پيروانش اثبات نمودهاند، شاهد اين دعوى باشد. ولى حكماى الهى كه علت غايى را اثبات كردهاند، و هرموجودى را در جهان خلقت داراى غايتى مىدانند كه همواره براى وصول به آن در جستجو و تكاپو است، و همچنين نظام كيانى را در دايرۀ هستى مقتضاى نظام ربانى مىدانند، به مدلول اين قاعده سخت معتقدند و براى اثبات آن برهان اقامه نمودهاند؛ بهاينترتيب كه گفتهاند: علم فعلى