قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢٤٩ - دفع توهّم
دفع توهّم
كليۀ مواردى كه ذكر شد، برحسب ظاهر مناقض با مفاد قاعده مىباشند، زيرا در آنها نتيجه كه اثر شىء و لازم آن است، با مبدأ كه مؤثر و ملزوم است، مناسب نيست، بلكه منافى و مناقض است. ولى اگر اين موارد با دقت و امعان نظر مورد بررسى قرار گيرند، معلوم مىشود كه بههيچوجه مخالف با مفاده قاعده نيست؛ زيرا در اين موارد، اثر كه همان ثمره است، بر ذات مؤثر من حيث هو هو، مترتب نيست؛ بلكه منشأ اثر، ذات شىء مشروط است. بنابراين مجموع شرط و مشروط مؤثّر خواهند بود؛ در حالى كه آنچه در مورد قاعده معتبر است، اين است كه صفت مؤثر بودن و مصدر قرار گرفتن متعلق به نفس ذات شىء بوده باشد و به اصطلاح معروف، وصف به حال شىء باشد نه وصف به حال متعلق؛ چنانكه صدر الدين قونوى مىگويد:
و هذا عام فى كلّ ما يسمّى مصدرا لشىء أو أشياء؛ أو أصلا مثمرا لكن إنّما يكون له هذا الوصف بإعتبار من حيث هو هو. . .
با توجه به آنچه گذشت، جايى براى توهم كه از ناحيۀ مشاهدۀ مثالهاى مذكور پيدا شد، باقى نمىماند؛ زيرا در اينگونه موارد، اگر اثر با مؤثر يا لازم با ملزوم متضاد يا متناقض است، بهواسطۀ شرطى است كه خارج از ذات شىء است. و آن شرط در مورد مثال اول، بنا بر آنچه در باب ربط حادث به قديم گفتهاند، عبارت است از حركات فلكى و اتصالات كوكبى. و در مورد مثال دوم عبارت است از پيدايش كثرت ماهوى در عقل اول و ساير عقول تا عقل فعال كه كدخداى عالم عناصر به شمار مىآيد. و در مورد مثال سوم عبارت است از اسهال صفرا كه مىتواند موجب تبريد مزاج گردد.