قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢١ - بيان قاعده
إنتقال الأعراض محال
بيان قاعده
براى توضيح اين قاعده، كه انتقال عرض از موضوعى به موضوع ديگر محال است، ذكر تعريف ماهيت جوهر و عرض بسيار مناسب به نظر مىرسد.
حكما در تعريف مقولۀ جوهر گفتهاند: جوهر عبارت است از ماهيتى كه هرگاه در خارج موجود شود، در موضوع موجود نمىشود مانند: جسم، نفس، عقل، هيولا و صورت كه هركدام از اين پنج نوع از انواع جوهر در خارج موجودند؛ بدون اينكه نيازمند به موضوع بوده باشند. و در تعريف عرض گفتهاند: عرض عبارت است از ماهيتى كه هرگاه در خارج موجود شود، در موضوعى موجود مىشود و بدون موضوع، تحقق آن امكانپذير نيست؛ مانند دو مقولۀ كم و كيف و هفت مقولۀ اعراض نسبيه كه هرگاه در خارج موجود شوند در موضوع موجود مىشوند. بنابراين، عرض ماهيتى است كه بدون وجود موضوع نمىتواند در خارج موجود شود.
اكنون اين مسئله مطرح مىشود كه آيا انتقال عرض از يك موضوع به موضوع ديگر جايز است يا نه؟ و اگر جايز نيست، دليل بر عدم جواز آن چيست؟
تا آنجا كه از مطالعۀ كتب فلسفى و كلامى برمىآيد، كسى قائل به جواز انتقال عرض از يك موضوع به موضوع ديگر نيست؛ بلكه آن را از نظر عقل محال دانستهاند.
معلم دوم، ابو نصر فارابى (٢٥٨-٣٣٩ ه ق) كسى كه به حق بايد وى را بنيانگذار فلسفۀ اسلامى به حساب آورد، در باب انتقال عرض مىگويد:
الأعراض و الصّور المادّية وجودها فى ذواتها هى وجودها فى موضوعاتها فلا