قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢٠٤ - برهان ملاصدرا
نيست مگر ظهور مؤثر، و ظهور شىء هرگز نمىتواند با خود شىء مباين يا از وى جدا باشد و اين همان لزوم سنخيّت بين علت و معلول است كه در جاى خود به اثبات رسيده است.
بنابراين مقدمات، علم در مرحلۀ اول به وجود علت تعلق مىگيرد و در مرتبۀ دوم به وجود معلول، چنانكه سيّد الموحّدين على (ع) در جملۀ معروف خود فرموده است: «ما رأيت شيئا إلاّ و رأيت اللّه قبله» .
به نزد آنكه جانش در تجلّى است همه عالم كتاب حق تعالى است ١
اكنون معلوم مىشود كه جمله صدر المتألّهين در صدر اين مبحث كه مىگويد:
«لا يمكن تحقيقها إلاّ بتحقيق مباحث الوجود ٢.
اشاره به اين مطلب است.
برهان ملاّصدرا
تقرير برهان صدر المتألّهين جهت اثبات قاعده، خالى از يك نوع پيچيدگى و اعضال نيست. خلاصۀ برهان وى چنين است: يقين به شىء، هنگامى حاصل مىشود كه صورت عقليۀ آن شىء مطابق وجود خارجى آن باشد و هرموجودى كه داراى سبب و علت باشد، ناچار ممكن الوجود لذاته است؛ زيرا در غير اين صورت استنادش به علت امكانپذير نيست ٣.
جاعليت و مجعوليت نيز در باب وجود است نه ماهيت. اكنون با توجه به اين مقدمات و با توجه به اينكه هرمعلولى داراى ماهيت و وجود است، اگر ماهيت را من حيث هى هى بنگريم، در تعقل ماهيت جز به اجزاء ماهوى، كه عبارتند از جنس و فصل آن، نياز ديگرى نخواهيم داشت. ولى اگر ماهيت را از آن جهت كه موجود است بنگريم، به اعتبار اينكه داراى امكان وجودى است، به علت مطلقه نيازمند است. در اين هنگام علم به شىء از اين جهت بدون علم به وجود علت آنكه وجودش را ايجاب مىكند، امكانپذير نيست. زيرا شىء مادام كه از ناحيه علت به سرحدّ وجوب نرسد، موجود نمىشود. چنانكه گفتهاند: «الشّىء ما لم يجب لم يوجد» .
بهاينترتيب ثابت مىشود كه علم به وجود موجودات ذات مبادى حاصل نمىشود
[١] شيخ محمود شبسترى، گلشن راز. ص ١٦.
[٢] الأسفار الاربعة. ج ٣. ص ٣٩٦.
[٣] همانجا. ص ٣٩٦.