قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢٨٥ - العرض لا يبقى زمانين
العرض لا يبقى زمانين
عرض در دو زمان، به يك حالت باقى نمىماند؛ بلكه همواره متجدّد است و در هرآن تغيير مىپذيرد. برخى اين تجدّد و تغييرپذيرى را از باب تعاقب امثال دانسته و برخى ديگر آن را از طريق اعادۀ معدوم پنداشتهاند.
اين قاعده را نخستين بار متكلمين اشعرى مورد بحث قرار داده و براى اثبات آن برهان اقامه نمودهاند. قدماى معتزله مانند نظّام و كعبى نيز در اين باب از اشاعره پيروى كردهاند. فلاسفه مفاد آن را جز در باب ازمنه و اصوات نپذيرفتهاند. ولى در بسيارى موارد به عنوان يك قاعدۀ معروف كلامى از آن نام بردهاند.
صدر المتألّهين هنگام توضيح سخن شيخ اكبر محى الّدين عربى، در باب حدوث عالم و تفسير آيۀ كريمۀ «مٰا عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ مٰا عِنْدَ اَللّٰهِ بٰاقٍ» مفاد اين قاعده را به يك معنى خاص پذيرفته و آن را غير قابل انكار دانسته است؛ چنانكه مىگويد:
و هو تجدّد للجوهر الأمثال أو الأضداد دائما من هذه الخزائن؛ و هذا معنى قول المتكلّمين العرض لا يبقى زمانين، و هو قول صحيح حر لا شبهة فيه؛ لأنّه بعث الممكنات ١.
خواجه نصير الّدين طوسى (رحمه اللّه) نيز اين قاعده را فى الجمله معتبر دانسته و براى اثبات برخى مسائل به آن استناد نموده است. چنانكه در باب اثبات متكلّم بودن حق تعالى و نفى كلام نفسى مىگويد:
هداية: چون بارى سبحانه، قادر است بر كلّ ممكنات، قادر باشد كه ايجاد حروف منظومه و اصوات كند در جسمى از اجسام غير حسى؛ و ذات او را بدين اعتبار متكلّم خوانند. و چون كلام مركب از حروف و اصوات بود، عرض لا يبقى زمانين باشد فضلا عن القدم. . . ٢.
١ الاسفار الأربعة. ج ٥، ص ٢٤٧.
٢ . فصول، ص ٢٢.