قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢٩٨ - العالى لا يفعل شيئا لأجل السافل
العالى لا يفعل شيئا لأجل السّافل
هيچگاه موجود برتر به خاطر موجود پايينتر كارى انجام نمىدهد؛ بلكه همواره غرض هرفاعل از فعلى كه انجام مىدهد يا ذات خويشتن يا امرى برتر از ذات خويش است؛ بهطورى كه اگر آتش هيزم را مىسوزاند، به خاطر اين نيست كه مادهاى از مواد جهان سوخته شود؛ و اگر آب جامهاى را تر مىكند به خاطر اين نيست كه چيزى مرطوب شده باشد؛ بلكه سوزاندن آتش و مرطوب نمودن آب براى اين است كه هركدام از آنها ذات خويش را تكميل نموده و حافظ جوهر خويش باشند. چنانكه نفس ناطقه در تدبير بدن همواره هدف برتر را دنبال مىكند؛ بهطورى كه نمىتوان گفت تدبير نفس ناطقه در مورد بدن بهخاطر اين است كه عناصر تشكل دهندۀ آن همواره در كمال اعتدال باقى بمانند، بلكه نفس ناطقه به خاطر رسيدن به كمال مطلوب خويش كه از طريق بدن انجام مىگيرد، به تدبير آن پرداخته و از اين مسير راه خود را به سوى مقصد اصلى ادامه مىدهد. گاهى از اين قاعده به عنوان «العالى لا يلتفت إلى السّافل» تعبير شده است كه از حيث معنى با عبارت سابق تفاوت قابل توجهى ندارد.
يكى از مسائل بسيار مهم كه بر اين قاعده مترتب است، اين است كه آفريدگار عالم در آفريدن جهان يا هرگونه فعلى كه از وى صادر شود، غرضى جز ذات خويش ندارد؛ زيرا به حكم اين قاعده، هيچگاه موجود برتر به خاطر موجود پايينتر كارى انجام نمىدهد. بنابراين غرض آفريدگار از آفرينش را هرگز نبايد در آفريدگان جستجو نمود.
چيزى برتر از ذات پاك آفريدگار نيز قابل تصور نيست تا بتوان غرض از خلقت را با آن توجيه نمود. در اين هنگام چارهاى جز اين نيست كه گفته شود غرض آفريدگار از آفرينش چيزى جز خود آفريدگار نيست و غايت فعل وى چيزى جز فاعل آن نمىباشد؛ و بهاينترتيب، معنى آيۀ شريفۀ «هُوَ اَلْأَوَّلُ وَ اَلْآخِرُ وَ اَلظّٰاهِرُ وَ اَلْبٰاطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ