قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢٠٥ - علم به وجود بارى تعارى از مصاديق قاعده نيست
مگر هنگامى كه علم به مبادى آنها حاصل شده باشد.
صدر المتألّهين پس از تقرير اين برهان، اشكالى را مطرح مىكند و به آن پاسخ مىدهد. مفاد اشكال عبارت است از اينكه كسى بگويد برهان إنّى مانند برهان لمّى مفيد يقين است. زيرا هنگامى كه بنايى را مشاهده مىكنيم و علم به وجود آن حاصل مىنماييم، به دنبال آن، علم به وجود بانى حاصل مىشود و بهطور كلى علم به وجود هر پديده و آفريده مستلزم علم به وجود پديدآورنده و آفريدگار است. چنانكه گفتهاند:
بلى در طبع هردانندهاى هست كه با گردنده گردانندهاى هست ١
در برخى از آيات شريفۀ قرآن نيز اين روش، يعنى پىبردن به آفريدگار از طريق نظر در آفريدگان مورد تأييد قرار گرفته، بلكه توصيه شده است و بهاينترتيب در بناى مستحكم قاعده كه علم را در انحصار برهان لمّى قرار مىدهد، رخنهاى وارد مىشود.
صدر المتألّهين در مقام پاسخ به اين اشكال مىگويد: علم به وجود بناء هرگز موجب علم به وجود بانى نمىشود، بلكه آنچه علم بهوجود بناء ايجاب مىنمايد، فقط احتياج بناء به بانى است نه خود بانى. همچنين علم به وجود آفريده، موجب علم به وجود آفريدگار نيست، بلكه فقط موجب علم به احتياج آفريده به آفريدگار است و اين احتياج از لوازم ملحق به ذات و معلول ماهيت است.
بنابراين، در اين موارد نيز استدلال از وجود علت به وجود معلول است. يعنى از طريق علم به ماهيت، به لازم ماهيت علم حاصل مىشود و چون علم به احتياج شىء نسبت به شىء ديگر مشروط به اين است كه نسبت به هردو شىء عالم باشيم، ناچار در مورد علم به وجود بناء، بانى نيز بايد معلوم باشد. زيرا در ذات علم به بناء، اضافۀ به بانى نهفته است.
اين مطلب در جميع موارد براهين إنّى، صدق مىكند و بهاينترتيب كليۀ براهين إنّى مانند براهين لمّى مىباشند. زيرا در كليۀ آن موارد حصول علم جز از طريق اضافۀ علت به معلول ميّسر نمىگردد ٢.
علم به وجود بارى تعالى از مصاديق قاعده نيست
صدر المتألّهين در پايان اين مبحث، به عنوان يكى از نتايج اين قاعده، مسئلۀ ديگرى را مطرح مىكند. آن مسئله عبارت است از اينكه اگر علم به وجود موجودات ذات مبادى،
[١] نظامى، ديوان اشعار.
[٢] الاسفار الاربعة. ج ٣، ص ٣٩٩.