قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢٢٧ - سهروردى و قاعده
روى كه چنين است چون مانعى و عائقى نباشد.
و ألم رسيدن شر و آفت چيزى است بدو، و ادراككردن آن از آن روى كه چنين است چون مانعى و عائقى نباشد.
و چيز لذيذ باشد كه برسد و از آن لذتى حاصل نشود از بهر مانعى. همچون كسى كه معدۀ او معلول باشد يا ممتلى بود، از طعام لذيذ متنفر شود، و چون اين مانع برخيزد از آن چيز لذيذ لذت يابد. و چيز المكننده باشد كه برسد و از آن المى حاصل نشود از بهر مانعى، همچون كسى را كه خدرى بود و او را زنند خبر ندارد و دردش نكند، و چون آن خدر زايل شود، آن را دريابد و دردش كند ١.
(٧٦ و هرقوتى را از قواى مردم لذتى است و المى. لذت بصر در ديدن چيزهاى ملايم است و المش در ديدن چيزهاى ناملايم؛ و لذت شم در بوئيدن چيزهاى خوش بوى است و المش در بوئيدن چيزهاى گزنده؛ و لذت سمع در شنيدن آوازهاى خوش است و المش در شنيدن آوازهاى ناملايم؛ و لذت قوت شهوانى در قضاى شهوت است؛ و لذت قوت غضبى در انتقام است تا رنجها به كسى رسد كه بر او خشم دارد. لذت و الم هريكى از اين قواى ديگرى از او غافل باشد، چنانكه شم نه از طعم خوش لذت يابد، و نه از طعم ناخوش از آن روى كه طعمى ناخوشست متألم شود. و كمال و لذت روان دريافت وجود است از مسبّب الاسباب و عقول و نفوس و سماويات و عنصريات بر ترتيب، تا چون منقش شود به معقولات بعد از مفارقت، عالمى عقلى گردد به فعل از جمله وجوه.
(٧٧ و از جهت عقل عملى كمالش آن است كه او را بر بدن هيأت استعلائى باشد نه هيأت انفعالى از بدن و خلق عدالت او را حاصل شود ٢.
[١] مجموعۀ مصنفات شيخ اشراق. ج ٣. ص ٦٧.
[٢] همانجا، ص ٦٨.