قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ١١٩ - كل ما هو برزخ بين الشيئين لا بد و ان يكون غيرهما، بل جهتان يشبه بكل منهما ما يناسب عالمه
كلّ ما هو برزخ بين الشّيئين لا بدّ و أن يكون غيرهما، بل له جهتان
يشبه بكلّ منهما ما يناسب عالمه
هرموجودى كه برزخ بين دو موجود ديگر باشد و آن دو موجود در طرفين اعلى و اسفل قرار گرفته باشند، آن موجود غير از دو موجود طرفين خود خواهد بود؛ ولى با هردو طرف شبيه و همآهنگ است. زيرا داراى دو جهت و حيثيت است كه بهوسيلۀ آن دو جهت با طرفين خود سنخيت پيدا مىكند. مثلا خط بين سطح و نقطه قرار گرفته است. به اينترتيب خط، سطح نيست. چنانكه نقطه نيز نيست، ولى داراى دو جهت است كه از يك جهت به سطح شبيه است و از يك جهت به نقطه. بر همين قياس است، كليۀ موجودات متوسط بين اعلى و اسفل و كليۀ حالات معتدل ميان افراط و تفريط.
اين قاعده را داود قيصرى در مقدمهاش بر شرح فصوص الحكم محى الدين عربى جهت اثبات عالم مثال به كار برده است.
عالم مثال، برزخ در ميان دو عالم اعلى و اسفل است. عالم اعلى عبارت است از عالم عقول كليه. و عالم اسفل عبارت از جهان عناصر و جسمانيات به مقتضاى قاعدۀ مزبور است. عالم مثال، عقل كلى و مجرد محض نيست، چنانكه جسم مادى و مقيّد به عناصر اوليه نيز نمىباشد؛ بلكه از جهتى به جسم شبيه است، چون داراى مقدار طول و عرض است؛ و از جهتى به عقل شبيه است، چون از لوازم ماده و ماديات مجرد است.
عين عبارت قيصرى از مقدمۀ شرح فصوص در اين باب چنين است:
الفصل السادس: فيما يتعلّق بالعالم المثالى. اعلم أنّ العالم المثالى هو عالم روحانى من جوهر نورانى شبيه بالجوهر الجسمانى فى كونه محسوسا مقداريا و بالجوهر المجرد العقلى فى كونه نورانيا و ليس بجسم مركّب مادى و لا جوهر مجرد عقلى لأنّه برزخ و حدّ فاصل بينهما و كلّ ما هو برزخ بين الشيئين لا بدّ و