قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٣٥٠ - تعبيرات مختلف در باب ماهيت
كان مستحيلا فى الواقع لكنّه جائز فى مرتبة ذاته؛ فقد ظهر أنّ الماهيّة ليست من حيث هى إلاّ هى ١.
تعبيرات مختلف در باب ماهيت
حاج ملاّ هادى سبزوارى تعبيرات مختلف حكما و عرفا را در مورد ماهيت گرد آورده و در اثر فارسى خويش كه آن را اسرار الحكم ناميده، چنين مىگويد:
بدان كه از ماهيت به عبارات مختلفه تعبير كردهاند، مثل مائيت، چون در جواب ما هو مقول مىشود، و مثل خصوصيت، و مثل كلى طبيعى؛ و در زبانهاى عرفا ماهيت را «عين ثابت» مىگويند، چنانكه گفتهاند: «الأعيان الثّابتة ما شمّت رائحة الوجود» . و ملاّ عبد الرّحمن جامى گويد:
اعيان همه شيشههاى گوناگون بود كافتاد در آن پرتو خورشيد وجود
هرشيشه كه سرخ بود يا زرد و كبود خورشيد در او بدان چه او بود نمود
و «تعيّن» نيز گويند [چنانكه]صاحب گلشن راز گويد:
وجود اندر كمال خويش سارى است تعيّنها امور اعتباريست
تعيّن بود كز هستى جدا شد نه حق شد بنده نه بنده خدا شد
و «رنگ» نيز گويند [چنانكه]عارف رومى گويد:
چونكه بىرنگى اسير رنگ شد موسئى با موسئى در جنگ شد
و در احاديث، از ماهيت تعبير به طينت نمودهاند، چنانكه يك وجه از معانى طينت علّيينى كه خوبان از آن مخلوقاند، عبارت از ماهيت ملك و ملكى است و ماهيت انسان جبروتى و انسان لاهوتى و نبوى و ولوى و حكيم متألّه و الهى و انسان مؤمن و سعيد است؛ و يك وجه از طينت سجّينى كه بدها از آن مخلوقاند ماهيت شيطان و شيطانى و انسان دنيوى جاهل و فاجر و كافر و شقى و نحو اينها است؛ و اينكه يك وجه گفتيم، سببش اين است كه وجه ديگر براى معنى طينت كه در احاديث طينت آمده، ملكات حميده و رذيله است. و وجه ديگر نيز طينت ظاهر است كه صاحبان امزجۀ معتدله و شايسته، به عقل آراستهاند و مقابلشان به خلاف متلبساند و نسبت به حق و علم حق كه «جّف القلم و تمّ الكلم» است، اين تخميرات سبق دارد چه جاى تخميرات در نشأت سابقه كه «خلق الأرواح قبل الأجساد بألفى عام» . ٢.
[١] اصول المعارف. ص ٤٧.
[٢] اسرار الحكم. ص ٥-٦.