قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٣٢٣ - ابو على سينا
نمىآيد و با فرض فقدان مرجّح، شخص گرسنه يكى از دو قرض نان و شخص تشنه يكى از دو جام آب را انتخاب كرده و به خوردن يا نوشيدن آن مبادرت مىورزد.
كسانى كه براى انكار يك قاعدۀ عقلى، بهاينگونه مثالها تمسّك نمودهاند، به اين نكته توجه نكردهاند كه نيافتن چيزى هرگز دليل نبودن آن نخواهد بود؛ چنانكه گفتهاند:
عدم الوجدان لا تدلّ على عدم الوجود، زيرا بسيارى از امور هستند كه از نظر آدميان پنهانند و علم بشر از رسيدن به آنها محروم است. بنابراين، نيافتن مرجّح غايى، در مورد مثالهاى مزبور، هرگز دليل نبودن آن در واقع و نفس الامر نيست؛ زيرا ممكن است براى افعال آدمى در اين جهان يك سلسله مرجّحات ديگرى، از قبيل اوضاع فلكى و سماوى و امور عاليۀ الهى وجود داشته باشد كه آن مرجّحات از قلمرو علم وى بيرون است.
با توجه به آنچه در اينجا ذكر شد، به روشنى معلوم مىشود كه با ذكر چند مثال در چند مورد جزئى كه برحسب ظاهر مخالف مدلول يك قاعدۀ عقلى مىباشند، هرگز نمىتوان از آن قاعده كه مقتضاى صريح عقل است، دست برداشت و بر چند مثال در چند مورد جزئى تكيه نمود.
ابو على سينا
شيخ الرّئيس ابو على سينا، براى هرگونه حركت ارادى يا فعل اختيارى سه مبدأ قائل است كه به ترتيب عبارتند از:١. مبدأ قريب ٢. مبدأ بعيد ٣. مبدأ ابعد
«مبدأ قريب» عبارت است از نيروى محركهاى كه در اعضاء بدن انسان نهفته است و افعال آدمى بهطور مستقيم به آن وابسته است.
«مبدأ بعيد» عبارت است از شوق و علاقه به عمل كه از اجتماع بسيارى از نيروها حاصل مىگردد.
«مبدأ ابعد» عبارت است از نيروى تخيل يا تفكر كه در لوح ضمير انسان پيدا مىشود؛ پس از اينكه نقش تخيل يا تفكر در لوح نفس ناطقه جايگزين شد، پيدايش نيروى شوق را ايجاب مىنمايد و نيروى شوق نيروى محركۀ نهفته در اعضاء را به كار گمارده و سرانجام، عمل را به دنبال خواهد داشت. در اين هنگام گاهى خود صورتهايى كه در تخيل يا تفكر آدمى مرتسم مىگردد، عبارت است از غايت فعل كه منتها اليه حركت واقع مىشوند؛ و گاهى خود آن صورتها غايت فعل به معناى منتها اليه حركت نيست، بلكه مترتب بر منتها اليه حركت مىباشد.