قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٣١٨ - صدر المتألهين
بالذّات را هيچ غبارى بر آن نخواهد بود ١.
همانطور كه در آغاز اين مبحث يادآورى شد، صدر المتألّهين هنگامى كه با برهان تضايف براى اثبات اتحاد عاقل و معقول استدلال مىنمايد، بر سه اصل اساسى تكيه مىكند. از اين سه اصل، برحسب گنجايش اين رساله كه مبتنى بر اختصار است، بحث و گفتوگو شد. اصل سوم به علت اهميت ويژهاى كه در تتميم برهان تضايف داشت، با تفصيل بيشترى مورد بحث قرار گرفت؛ ولى در مورد اصل دوم بايد گفت سخن صدر المتألّهين خالى از يك نوع ابهام نيست. بهطورى كه مىتوان آن را به دوگونه تفسير يا تأويل نمود.
آقاى مهدى حائرى يزدى، در كتاب كاوشهاى عقل نظرى اين مطلب را مورد بحث قرار داده و چنين مىگويد:
ملاصدرا در اين بحث و براى اثبات مطلوب خود گفتارى را مستند قرار مىدهد كه به علت عدم توضيح دربارۀ آن موجب افزايش ابهام مطلب گرديده است. آن گفتار اين است: اين اصل در پيش جميع حكما مسلم است كه صورت معقوله بالفعل وجودش فى نفسه، و وجودش براى عاقل، شىء واحد و جهت واحده است ٢.
نظير اين سخن را در فصل وجود رابط نيز مطرح كرده و از قول حكما مىگويد:
حكماى بزرگ مدعى هستند كه وجود محمول از آن جهت كه محمول است وجودش فى نفسه عين وجودش براى موضوع خود مىباشد. اما فيلسوف در آن مقام، ميان اين دو گفتار با آنكه به ظاهر يكى است، تفاوت كلى قائل شده و براى هريك تفسير جداگانهاى آورده است و چون اين تفسير در مبحث اتحاد عاقل و معقول منعكس نيست ما ناگزيريم براى رفع ابهام كلام مختصرا توضيح دهيم.
خلاصۀ تفسير اين است كه خوب بايد هشيار بود تا ميان وجود رابط و وجود اعراض اشتباه دست ندهد. در وجود رابط اصلا حقيقتى غير از تعلق به موضوع نيست و اگر احيانا در مورد آن گفتهاند وجودش فى نفسه عين وجودش براى موضوع است، معنايش اين است كه اصلا وجودى جز اضافه و تعلق به غير ندارد. و اگر وجود فى نفسه به صورت كاذب براى آن فرض شود غير از همين تعلق و اضافۀ به غير نيست؛ چون ذات هستى آن، تعلق است و تعلق علاوهاى بر ذات آن نيست. اما در مورد اعراض و صور كه اين جمله را بهكار مىبريم و
[١] اسرار الحكم. ص ٨٤.
[٢] كاوشهاى عقل نظرى. ص ١٥٨.