قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٤٦٦ - پرسش صدر الدّين قونوى
بالضروره مركب خواهد بود.
باتوجه به آنچه گذشت، بهروشنى معلوم مىشود تركيب، لازمۀ ذاتى معلول است.
زيرا موجودى كه معلول است، به حكم اينكه در مرتبۀ علت صادق نيست، محدود است و هرچيزى كه محدود باشد، داراى دو حيثيت وجدان و فقدان است و هرچيزى كه داراى دو حيثيت وجدان و فقدان بوده باشد، مركب است. پس تركيب كه همواره با كثرت مساوق است، لازمۀ ذاتى معلول اول است. بنابراين، منشأ پيدايش كثرت در معلول اول و صادر نخستين، نقصان مرتبۀ معلوليت است و اين نقصان لازمۀ ذات معلول اول است كه بههيچوجه قابل انفكاك نمىباشد.
سيه رويى ز ممكن در دو عالم جدا هرگز نشد و اللّه أعلم
عبارت صدر المتألّهين در اين باب چنين است:
إنّ الإعتبارات الّتى تستلزم إختلافا بالحيثيّات و الجهات هى مثل الإمكان و الوجوب و القدم و الحدوث و التّأخّر، و لهذا حكموا بأنّ كلّ ممكن زوج تركيبى لإشتماله على الإمكان و الوجود، و حكموا بأنّ إمكانه لأجل ماهيّته و وجوده لأجل إيجاب علته، و كذا عدم حصوله فى مرتبة من مراتب الواقع مع حصوله فى الواقع ممّا يستلزم تركّبا عقليّا فى ذاته كما أنّ عدم حصوله فى وقت مع حصوله فى وقت آخر ممّا يستلزم فى ذاته من مادّة و صورة؛ فهذه الصّفات و إن كانت إعتبارية توجب كثرة فى الموصوف ١.
چنانكه در اين عبارات مشاهده مىنماييم، صدر المتألّهين منشأ پيدايش كثرت را در معلول اول يا صادر نخستين يك سلسله صفات اعتبارى مانند امكان، وجوب و نظاير آنها مىداند كه اينگونه صفات لازم ذاتى معلول اول مىباشند، بهطورى كه از مرتبۀ نقصان معلوليت انتزاع مىشوند و بر آن حمل مىگردند. بنابراين، مىتوان ادعا نمود اگرچه اينگونه صفات، اعتبارى بهحساب آمدهاند، ولى همواره موجب پيدايش يك نوع كثرت در موصوف خود مىباشند. باتوجه به آنچه ذكر شد، پاسخ پرسش خواجه نصير الدّين طوسى بهروشنى معلوم مىگردد.
پرسش صدر الدين قونوى
نكتۀ قابل توجه در اينجا، اين است كه خواجه نصير الدّين طوسى مسئلۀ چگونگى
[١] اسفار اربعه. ج ٧، ص ٢٣٢.