قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٤٧٤ - كل هيولى هى ألطف وجودا فهى اسرع قبولا للصورة
كلّ هيولى هى ألطف وجودا فهى أسرع قبولا للصّورة
هراندازه هيولى و مادۀ اصلى اشياء از جهت وجود لطيفتر باشد، در پذيرش صورتهاى گوناگون آمادهتر خواهد بود. اين قاعده را به اين صورت صدر المتألّهين در برخى از آثار خويش مطرح كرده و مسائل مهمى را بر آن مبتنى دانسته است. طرح اين قاعده به اين صورت در آثار حكما و متكلمين پيش از وى ديده نمىشود. يادآورى يك نكته در اينجا ضرورى به نظر مىرسد و آن اينكه مقصود ملاّصدرا از كلمۀ هيولا در اين قاعده همانا ماده به معناى اعم است، بهطورى كه حتى موضوع اعراض را نيز شامل مىگردد. شاهد اين سخن را در مثالهايى كه وى براى اثبات اين قاعده ذكر مىكند، بهروشنى بتوانيم بياييم. يكى از مثالهايى كه به عنوان تأييد اين قاعده ذكر شده، اين است كه روح نفسانى كه در انسان بين قلب و دماغ قرار گرفته چون از جهت وجود لطيفتر از كليۀ موجودات مادى مىباشد، جميع كيفيات مادى از قبيل مزهها، بوها، رنگها را به آسانى مىپذيرد. اگر اين مثال مورد بررسى قرار گيرد، بهروشنى معلوم مىشود نسبت كيفيات مادى به روح نفسانى مانند نسبت صورت به هيولا نيست؛ بلكه نسبت كيفيات مادى به روح نفسانى نسبت اعراض به موضوعات مىباشد. بنابراين، دايرۀ مفهوم قاعده، گستردهتر خواهد بود و مصداق آن در انحصار هيولاى نخستين كه جز قوۀ محض چيز ديگرى نيست، نخواهد بود. صدر المتألّهين به دنبال اين قاعده اضافه مىكند: هيولا هراندازه از جهت جوهر بسيطتر و از حيث روحانيت شديدتر باشد، از جهت صورت و كمال فعليت شريفتر و والاتر خواهد بود. استدلال وى براى اثبات اين قاعده، به دو اصل متكى است كه يكى از آن دو اصل صغرى و ديگرى كبراى قياس را تشكيل مىدهند. اصل اول اين است كه در جاى خود ثابت شده كه تركيب هيولا و صورت با يكديگر يك تركيب اتحادى است. اصل دوم اين است كه «حكم أحد المتّحدين يسرى