قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢١٨ - الراى الكلى لا ينبعث منه شىء مخصوص جزئى
از اينجا مىتوان استدلال نمود بر اينكه ارادۀ حيوانات در مورد به دست آوردن غذا يك ارادۀ كلى است براى يك هدف كلى، و آن عبارت است از تحصيل غذا.
پاسخ ابن سينا به اين اشكال اين است كه: نخستين مبدأ براى كوشش حيوانات در راه بهدست آوردن غذا، همانا تخيّل غذا است و اين تخيّل در حيوان همواره يك تخيّل جزئى است كه برطبق آنچه احساس مىكنند، ايجاد مىشود. زيرا ادراك كليات مجرده براى حيوانات ميّسر نيست. بنابراين ادراك حيوان نسبت به غذا براساس آنچه احساس مىكند، يك ادراك جزئى است كه از اين ادراك جزئى يك شوق و علاقۀ جزئى نسبت به غذا در وى پيدا مىشود و به دنبال آن بهراه مىافتد تا آن را بهدست آورد.
در اين هنگام اگر آنچه حيوان به دنبالش مىگردد، پيدا نشود و غذاى ديگرى به جاى آن به چنگ آورد، بىدرنگ از غذاى بهدست آمده، استفاده مىكند. زيرا اين غذا نيز از همان نوع است كه به دنبالش در جستجو بود و اين امر هرگز دال بر اين نيست كه حيوان يك امر كلى را تصور كرده است، بلكه اين خاصيت مربوط به نوع غذا است. چون حيوان فردى از غذا را مىخواسته، ولى فردى ديگر از همان نوع را به جاى فرد اول يافته است. پس قاعده به قوّت خود باقى است كه: ارادۀ كلى هرگز نمىتواند منشأ صدور يك عمل شخصى قرار گيرد.
شيخ الرئيس پس از فراغت از تقرير پاسخ به اشكال مقدر، كه تلويحا به آن اشاره كرده بود، مسئلۀ قطع مسافت را مطرح مىكند و با تجزيه و تحليلى كه در اين مورد انجام مىدهد، اثبات مىكند كه وجود حركت در خارج هرگز نمىتواند متكى به يك ارادۀ كلى بوده باشد، بلكه منشأ حركتها همواره ارادههاى جزئيه است. زيرا هنگامى كه شخصى يك مسافت را قطع مىكند، آن مسافت به حكم اينكه داراى امتداد است، ممكن است حدودى بسيارى را در آن فرض نمود و آن مسافت را طى مىكند. حدود و اجزاء آن را يكى پس از ديگرى بهطور جزئى تصور مىنمايد و از هرتصورى كه نسبت به هرجزئى از اجزاء مسافت دارد، يك ارادۀ جزئى پيدا مىكند كه به وسيلۀ آن اراده، آن جزء از مسافت را طى مىكند.
در اين هنگام اگر شخصى كه مسافت را طى مىكند، تصورش را نسبت به يكى از اجزاء مسافت از دست بدهد، ارادهاش نيز قطع خواهد شد و درنتيجه از حركت باز خواهد ماند. ولى اگر تصورات جزئيه يكى پس از ديگرى برحسب اجزاء مسافت در وى