قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ١٤٩ - تخلف المعلول عن العلة التامة محال
عن المؤثّر بعد إنضمام ذلك المرجّح إليه باق. فإن كان أيضا بالإمكان، لزم إفتقاره إلى مرجّح آخر و يتسلسل. فثبت أنّه متى وجد المؤثّر مستجمعا لجميع الأمور الّتى بإعتبارها كان مؤثرا وجب دوام تلك الآثار عنه بدوامه. . . ١.
صدر المتألّهين نيز در مقام استدلال بر استحالۀ تخلّف معلول از علت تامه و لزوم وجود معلول هنگام وجود علت عبارتى دارد كه با آنچه از كتاب مباحث المشرقيه امام فخر رازى نقل شد، هيچگونه تفاوتى ندارد.
احتمال اينكه اتحاد ميان دو عبارت از اين دو متفكر بزرگ اسلامى نوعى توارد باشد، بسيار بعيد به نظر مىرسد. زيرا اين نوع همآهنگى و اتحاد بين عبارات صدر المتألهين در بسيارى از كتابهايش با عبارات فلاسفۀ پيش از وى، مخصوصا امام فخر رازى، زياد به چشم مىخورد. گويا شيوۀ وى چنين بوده است كه عبارات كتب مورد مطالهاش را بدون ذكر سند در كتابهاى خويش مىآورده و اين كار را نوعى التقاط تلقى نمىكرده است و شايد هم در اثر قدرت حافظه هنگام مطالعه كتب پيشينيان عبارات در حافظهاش جايگزين مىشده و پس از اينكه در مقام تحرير مطالب برمىآمده است، عين آن عبارات بر قلم وى جارى مىشده است.
اكنون براى اينكه همآهنگى بين عبارات كتاب اسفار در اين باب با عبارات امام فخر رازى در كتاب مباحث المشرقيه معلوم شود، عين عبارات اسفار در باب «عدم جواز تخلّف معلول از علت تامه» نقل مىشود:
. . . و ذلك لأنّ ما به يكون المؤثّر مؤثرا متى تحقّق، فصدور الأثر عنه إمّا ممكن أو واجب. فإن كان ممكنا إستدعى سببا آخر مرجّحا، فحينئذ لا يصير المرجّح مرجّحا إلاّ مع ذلك المرجّح الآخر. و قد فرضنا أنّ مؤثّريّته غير محتاج إلى شىء آخر، هذا خلف. ثمّ الكلام فى صدور الأثر بعد إنضمام ذلك المرجّح باق، فإمّا أن يلزم التّسلسل أو يثبت أنّه متى وجد المؤثّر بتمامه وجب الأثر و دام بداومه. . . ٢
آنچه از كتاب اسفار در اينجا نقل شد، با آنچه از كتاب مباحث المشرقيه فخر رازى در صفحات گذشته نقل شد، جز در چند كلمه بسيار مختصر، تفاوتى ديده نمىشود.
محمد بن حمزه فنارى كه از عرفاى معروف است، در باب استحالۀ تخلّف معلول از علت تامه، برهانى اقامه نموده كه با سخن سايرين در اين باب متفاوت بهنظر مىرسد.
[١] همان. ص ٤٧٧-٤٧٨.
[٢] اسفار اربعه. ج ٢، ص ١٣١.