قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ١٥٧ - ثبوت شىء لشىء فرع لثبوت المثبت له
قضاياى سالبه، نسبت سلبيه پنداشتهاند و در اين باب از طريق صواب منحرف گشتهاند.
با توجه به آنچه گذشت، معلوم مىشود كه وجود موضوع در قضاياى موجبه با اتكاء به قاعدۀ فرعيت لازم است. چنانكه محقّق تفتازانى گفته است:
و لا بدّ فى الموجبة من وجود الموضوع إما محقّقا و هى الخارجية، أو مقدّرا فهى الحقيقيّة، أو ذهنا فهى الذّهنيّة ١.
حاج ملاّ هادى سبزوارى نيز در اين باب به طريق نظم گفته است:
وجود موضوع لإيجابيّة حتم فان عينا فخارجيّة
ذهنيّة إن هو ذهنا أدرجا و فى الحقيقة نفس الأمر جا ٢
و در شرح اين ابيات مىگويد:
وجود موضوع لإيجابيّة، أى للقضيّة الموجبة حتم إذا لموجبة ما حكم فيها بثبوت شىء لشىء و ثبوت شىء لشىء فرع ثبوت المثبت له. . .
اين بود يكى از مسائل مهم منطقى كه به اتفاق منطقيين بر قاعدۀ فرعيت مبتنى و استوار است. اما نقش اين قاعده در اثبات مسائل گوناگون فلسفى نيز داراى اهميت بسيار است كه يكى از آن مسائل بسيار پراهميت، اثبات وجود ذهنى و ديگرى نحوۀ اتّصاف ماهيت به وجود را بايد نام برد.
در باب اثبات وجود ذهنى، اختلاف آراء و عقايد بسيار است، و ادلۀ زياد و فراوانى براى اثبات آن اقامه شده است. ولى از جملۀ محكمترين براهين اثبات وجود ذهنى، برهانى است كه بر قاعدۀ فرعيت مترتّب است، و آن عبارت است از اينكه در برخى موارد حكمى را بهطور ايجاب بر معدوم حمل مىنمايند. مانند اينكه گفته مىشود «دريايى از جيوه موجود است» يا «درياى جيوه برحسب طبيعت سرد است» و يا «اجتماع نقيضين با اجتماع ضدّين مغاير است» . در اينگونه موارد، حكم ايجابى كه بر موضوع حمل مىشود صحيح است؛ ولى موضوع در جهان خارج موجود نيست. از طرفى به حكم قاعدۀ قطعى و غيرقابل انكار فرعيت، موضوع بايد موجود باشد تا اينكه حكم بر آن مترتّب گردد.
بنابراين، با توجه به اين مقدمات، موضوع حكم چون در خارج موجود نيست، پس حتما در ذهن موجود است و بهاينترتيب وجود ذهنى اثبات مىشود.
[١] تهذيب فى المنطق. ص ٤.
[٢] شرح منظومه. بخش منطق. ص ٥٠.