قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٢٤١ - قاضى عضد الّدين ايجى
عدمى؟ البته بيشتر متكلمين تشخّص را امرى ثبوتى دانستهاند و براى اثبات اين مدعا اقامۀ برهان نمودهاند. تعدادى انگشتشمار نيز ثبوتى بودن تشخّص را انكار كردهاند و آن را يك امر عدمى پنداشتهاند.
امام فخر رازى
امام فخر رازى تشخّص را امرى ثبوتى دانسته و براى اثبات آن استدلال نموده است.
يكى از براهين وى اين است كه تعيّن و خصوصيّت شىء عبارت است از هويّت آن شىء و هرموجود مشخّص، از حيث اينكه مشخّص است، ثابت و واجد هويّت خويش است.
پس چيزى كه جزئى از يك امر ثابت است، بالضروره ثابت خواهد بود. چنانكه مىگويد:
الأوّل: إنّ تعيّن الشّىء و خصوصيّته عبارة عن هويّته؛ و الشّخص من حيث هو هو ثابت؛ و الهويّة داخلة فيه من حيث أنّه هو و ما هو جزء الثّابت من حيث أنّه ثابت يجب أن يكون ثابتا فالهويّة ثابتة ١.
دبيران كاتبى
دبيران كاتبى قزوينى تشخّص را با كلمۀ تعيّن عنوان بحث قرار داده و براى ثبوتى بودن آن دو برهان اقامه كرده است؛ ولى سرانجام برهانهايى كه خود اقامه كرده، مورد اشكال و انتقاد قرار داده و ثبوتى بودن تعيّن را نپذيرفته است.
علاّمۀ حلى هنگام شرح سخن اين متكلم، اشكالهاى وى را نپذيرفته و با اقامۀ يك برهان، موجود بودن تعيّن را در خارج اثبات مىنمايد. برهان وى عبارت است از اينكه:
مطلق، به قيد اطلاق، در خارج موجود نيست. پس ناچار وجود همواره بر امرى معيّن در خارج عارض مىگردد و چون تعيّن جزئى از امر معيّن است، پس با موجود بودن معيّن، تعيّن نيز موجود خواهد بود؛ چنانكه مىگويد:
قد بيّنا أنّ المطلق لا وجود له و أنّ الوجود إنّما يعرض للمعيّن فيكون التّعيّن جزءا من الموجود فينتظم البرهان ٢.
قاضى عضد الدّين ايجى
همانطور كه قبلا اشاره شد، در بيشتر كتابهاى متكلمين، تشخّص با عنوان تعيّن مورد بحث قرار گرفته است.
شارح مواقف هنگام توضيح سخن قاضى عضد الدّين ايجى مسئلۀ تشخّص و تعيّن را
[١] مباحث المشرقيه. ج ١. ص ٧٤.
[٢] ايضاح المقاصد من حكمة العين القواعد. ص ٤٩.