قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ١٢ - پيشگفتار
بنبست منطقى مواجه مىگردد. زيرا با اين فرض كه هيچگونه الگوى عقلانى ثابت، براى تعيين معنى «كمال» وجود ندارد، ناچار بايد تقدم و تأخّر زمانى در مسير حركت مادى تاريخ، ملاك وصول به كمال يا عدم آن باشد. يعنى هرچه زمان پيش مىرود، حيات با نسلهاى جديد خود به واقعيت كمال نزديكتر مىشود. اگر كسى بتواند چنين تصورى داشته باشد، ناچار بايد به خاطر بياورد كه براساس منطق مادى، حركت تطوّرى روى يك خط زنجيرهاى واحد نيست كه هرنوعى تنها فرد به وجود آمده از نوع قبلى باشد. اين زايش، مثل برگهاى يك درخت از جهات مختلف پديد مىآيد و اگر كسى براى پيدايش انسان دو ميليون سال قبل را تاريخگذارى كند، بايد مطمئن باشد كه در اين فاصله لا اقل دهها نوع جديد از حيوانات به وجود آمدهاند كه با اين قياس بايد از انسان به واقعيت كمال نزديكتر باشند. در اين صورت چگونه انسان مىتواند ادعا كند كه به درك واقعى امور، تواناتر از اينگونه حيوانات است؟
معمولا مادهگرايان در مقام توجيه معنى «تكامل» مىگويند: تكامل چيزى نيست جز حركت دائم در جهت پيچيدهتر شدن پديده، و به اين ترتيب ضابطه براى نقص و كمال، سادگى و پيچيدگى در انواع پديدهها است. ولى آيا با تغيير الفاظ و تبديل لغت «كمال» به لغت «پيچيده» ، و يا هرگونه لغت ديگرى كه مرادف با اين الفاظ است، معضلۀ معنى «كمال» حل مىشود؟
پاسخ قطعا منفى است. زيرا صرف پيچيده بودن يك شىء لزوما متضمن معنى كمال آن نيست. اگر پيچيده بودن يك پديده به معنى ابهام يا درهم و برهم بودن روابط درونى و برونى آن است، هرگز معنى كمال در اين مورد صادق نيست. اگر پيچيده بودن به معنى ظرافت تركيب و عمق روابط پديده در يك نظام دقيق و همآهنگ است، اين همان ضابطۀ عقلانى است كه مىتواند تكامل را براساس وجود خرد در كارگاه هستى توجيه نمايد.
با توجه به آنچه در باب اصالت ماده ذكر شد، تنها راهى كه در اين رهگذر براى مادهگرايان باقى مىماند، قبول نسبى بودن واقعيتها است؛ يعنى قبول اينكه حواس موجودات زنده بنا به نوع و ساختمان خلقت آنان، تصاوير متفاوت به وجود مىآورند و اين تصاوير، همه واقعى هستند. البته اين سخن هنگامى مىتواند درست باشد كه برطبق يك قرارداد همگانى، تصاوير ادراك را به نام «واقعيت» بناميم. ولى هنوز نمىدانيم كه آيا چنين قراردادى به امضاى همۀ اهل ادراك رسيده است يا نه؟ و بر فرض اينكه تصاوير