قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ١٩١ - قاعده و متكلمين
را مورد بحث قرار دادهاند.
امام فخر رازى اين قاعده را تحت عنوان «لكلّ متحرّك محرّكا غيره» مورد بحث قرار داده و براى اثبات آن هفت برهان اقامه كرده كه در اينجا به دو برهان از آن هفت برهان اشاره مىگردد ١:
برهان اول عبارت است از اينكه: اگر جسم در حدّ ذات خويش متحرك بود و به غير خودش نيازمند نبود، هرگز ساكن نمىشد و ثبات براى آن ممتنع بود. زيرا ذاتيات هر موجودى مادام كه ذات آن شىء موجود است، موجود خواهند بود. ولى هنگامى كه مشاهده مىنماييم كه جسم در برخى اوقات ساكن است، معلوم مىشود كه حركت براى آن ذاتى نيست و در متحرك بودن به غير خود نيازمند است.
برهان دوم عبارت است از اينكه: جسم از آن جهت كه متحرك است، قابل و پذيرندۀ حركت است و نسبتش به حركت بالامكان است. ولى از آن جهت كه محرك است، فاعل حركت است و نسبتش به آن بالوجوب است. از طرف ديگر وجوب و امكان دو اعتبار و حيثيت متنافى با يكديگرند كه به هيچوجه باهم سازش ندارند. بهاينترتيب هرگز نمىتوانند دو حيثيت قابل و فاعل يكى باشند. بنابراين، نتيجه اين است كه محرك غير متحرك است.
دبيران كاتبى نيز تحت عنوان «لكلّ متحرّك محرّك غيره» وارد بحث از اين قاعده شده و مىگويد:
و لكلّ متحرّك محرّك زائد على جسميّة، لأنّه لو تحرّك لذاته لا متنع سكونه و لكان كلّ جسم متحرّكا لإشتراك الأجسام فى الجسميّة و لأنّه حينئذ إن كان له مطلوب، وجب سكونه عند حصوله، و إلاّ لكان متحرّكا إلى كلّ الجهات أو إلى بعضها. و الأوّل يوجب التّوجّه فى حالة واحدة إلى جهات مختلفة. و الثّانى التّرجيح بلا مرجّح ٢.
سپس علاّمه حلى، كه شارح متن حكمة العين است، در مقام توضيح اين عبارت برآمده و به تفصيل از اين قاعده بحث كرده است كه مجال ذكر آن همه تفصيل در اين مختصر نيست.
[١] مباحث المشرقيه. ج ١، ص ٥٥٤.
[٢] ايضاح المقاصد فى شرح حكمة العين. ص ٢٧٦.