قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٤٠١ - آيا غير اين عالم، عالم ديگرى موجود است؟
كلّ ما هو ممكن للمجرّدات يجب أن يكون حاصلا لها بالفعل
يكى از ويژگىهاى جهان مجردات، اين است كه در آنجا امكان پيوسته مستلزم وجوب و فعليت است، بهطورى كه اگر شىء در حدّ ذات ممتنع الوجود نباشد، بالضروره موجود خواهد بود؛ زيرا فيض واجب الوجود غيرمتناهى و بخشش وى بىپايان است. به تعبير ديگر مىتوان گفت فاعل الهى در فاعليت خويش هميشه تامّ الفاعليّة است. بنابراين هرگاه قابل از ماده و مدت منزه باشد و در حدّ ذات خويش نيز ضدّ و مانعى نداشته باشد، بلادرنگ وجودش از مبدأ جود افاضه مىشود و لباس تحصل و فعليت مىپوشد.
باتوجه به آنچه ذكر شد، بهروشنى معلوم مىشود مقصود از امكان در اينجا همانا امكان عام است كه همواره ناظر به سلب ضرورت از طرف مخالف است.
زيرا همانطور كه گفته شد بهمجرد اينكه شىء مجرد در حدّ ذات خويش ممتنع نباشد و ضرورت عدم از آن سلب گردد، ضرورت وجود مىيابد و به اين ترتيب امكان خاص كه به معناى سلب ضرورت از طرف وجود و عدم است، در اينگونه موارد هرگز مصداق پيدا نمىكند.
آيا غير اين عالم، عالم ديگرى موجود است؟
برخى از ارباب انديشه با استناد به اين قاعده در مقام اثبات عوالم گوناگون مافوق اين عالم برآمدهاند. استدلال اين گروه از دو مقدمه تشكيل يافته و به اين صورت تنظيم شده است: وجود عوالم گوناگون كه مافوق اين عالم باشند، از حيث عقل امكانپذير است و هرچيزى كه در عالم ابداع امكانپذير باشد، به حكم اين قاعده ضرورى الحصول است.
نتيجهاى كه بهدست مىآيد اين است كه وجود عوالم گوناگون كه مافوق اين عالم باشند، ضرورى الحصول است. توجه به اين نكته ضرورى بهنظر مىرسد كه نظام يك عالم كه مجموعهاى از اصل ماده و ماديات است خود داراى ماده نيست؛ چنانكه مجموعۀ عالم