قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ١٤٤ - التسلسل محال
مفاد براهين بطلان تسلسل اين است كه سلسلۀ علتها و معلولها از ناحيۀ علت هرگز نمىتواند تا بىنهايت ادامه يابد و ناچار به علتى كه خود معلول نيست، منتهى مىگردد و در آنجا سلسله قطع مىشود. ولى اين سلسله از ناحيۀ معلول حدّ يقف ندارد و لازم نيست كه سلسله به معلولى معيّن منتهى گردد و در آنجا رشتۀ تسلسل گسسته شود ١.
دليل اين تفاوت اين است كه در كليۀ براهين بطلان تسلسل دو شرط اساسى را كه عبارتند از:
١. ترتّب
٢. اجتماع علل
معتبر مىدانند؛ زيرا بدون اعتبار اين دو شرط برهان ناقص خواهد بود. بنابراين در سلسلۀ تصاعدى علتها و معلولها كليۀ علل مترتبه برحسب فرض و مرتبۀ ذات معلول، موجود مىباشند و تقدم آنها فقط به اعتبار تحليل عقل است، ولى در سلسلۀ تنازلى معلولها، كليۀ معلولهاى مترتّب در مرتبۀ ذات علت موجود نيستند، و اين از آن جهت است كه معلول همواره از حيث نقص در وجود و محاط بودن نسبت به علت هرگز نمىتواند در مرتبۀ ذات علت قرار گيرد؛ ولى علت از جهت كمال وجودى و محيط بودن به مادون خود در مرتبۀ ذات معلول موجود است و آن را فراگرفته است. بهاينترتيب دو شرط اساسى ترتّب و اجتماع علل در سلسلۀ تصاعدى از ناحيۀ علل مىتواند معتبر باشد؛ ولى در سلسلۀ تنازلى از ناحيۀ معاليل نمىتواند تحقق پيدا كند.
حاج ملاّ هادى سبزوارى اين را نپذيرفته و در شگفت شده كه چرا صدر المتألّهين نسبت به انكار اين مطلب از ميرداماد مبادرت ننموده است؟ سپس سكوت صدر المتألّهين را در اين مورد به عنوان رعايت ادب نسبت به استادش توجيه مىنمايد ٢.
[١] همان. ص ١٦٧.
[٢] همان. ص ١٦٩.