قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٧ - پيشگفتار
وجود خوانده است.
شايد برخى چنين پندارند كه طرح اينگونه مسائل نوعى خيالبافى و انديشهگرايى است كه با واقعيت فرسنگها فاصله دارد، حال آنكه اگر در باب پيوستگى انديشه و كلام، دقّت بيشترى به عمل آيد، به روشنى معلوم خواهد شد كه اين مسئله حتى در آزمايشهاى علمى به گونهاى مطرح است. برخى دانشمندان روش جديد را در فيزيك بر سه اصل مبتنى دانستهاند كه به ترتيب عبارتند از:
١. اصرار و تأكيد بر انتقال از مشاهده به اتخاذ نظريۀ معين، و آزمايش اين نظريه به وسيلۀ تجربيات ديگر.
٢. مشاهده، بايد هميشه به وسيلۀ آزمايش قابل كنترل به عمل آيد.
٣. آزمايش بايد به صورت اندازهگيرى باشد كه تحت قواعد رياضى درآيد.
گاليله گفته است كه آنچه قابل اندازهگيرى است، بايد اندازهگيرى شود و آنچه را قابل اندازهگيرى نيست، بايد قابل اندازهگيرى نمود. در اينجا به اين نتيجه مىرسيم كه دقيقترين آزمايشها هنگامى مىتواند معتبر باشد كه براساس اندازهگيرى صحيح انجام شود و اندازهگيرى هيچگاه صورت واقعيت به خود نمىگيرد، مگر اينكه روى مقولۀ كم يا مقدار انجام پذيرد. اين سخن به اين معنى است كه مقولۀ كيف يا هرمقولۀ ديگر، بهطور مستقيم نمىتواند مورد آزمايش دقيق قرار گيرد، مگر اينكه آن را بهگونهاى تحت مقولۀ كم يا مقدار وارد سازند و عنوان كميت را بر آن منطبق نمايند؛ و بدينگونه است كه آزمايش، يعنى پايگاه استوار علوم، خاصيت رياضى به خود مىگيرد و باب محاسبه و اعداد مفتوح مىگردد. اكنون جاى طرح اين پرسش است كه مسئلۀ حساب و عدد در چه مرحلهاى از واقعيت يا انديشه قرار مىگيرد؟
باركلى، فيلسوف تجربى انگلستان، مىگويد: حساب و اعداد امورى انتزاعى و نسبى هستند؛ يعنى يك واحد را مىتوان بزرگ يا كوچك فرض كرد، مثلا يك متر را مىتوان يك متر محسوب داشت يا صد سانتىمتر؛ لذا اعداد مانند لغات و كلمات هستند و بهطور كلى رياضيات يك نوع لغت است. اتحاد انديشه و كلام در تاريخ تفكر و فلسفۀ اسلامى بهطور صريح و بدون هيچگونه ابهام براى نخستين بار در كتب اشاعره مطرح شده است. اين مسئله تحت عنوان «كلام نفسى» ، به تفصيل مورد بحث و گفتوگو قرار گرفته است. حاصل عقايد اشاعره نسبت به «كلام نفسى» ، در اين بيت خلاصه شده