قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٣٩ - موارد جريان قاعده
و جملۀ زير را از وى نقل كرده است:
يجب ان يعتقد فى العلويات ما هو الاكرام لها الاشراف ١.
صدر المتألهين نيز اين جمله را به ارسطو نسبت داده ولى كلمۀ «لها الاشراف» را ذكر نكرده است ٢.
سهروردى براى قاعدۀ امكان اشرف، فوائد بسيار و عمقى عظيم قائل است. وى به كمك اين قاعده و با به كار بردن آن به اثبات بسيارى از مسائل دست يافته است؛ از جمله اثبات نفس ناطقه و بقاء آن، اثبات سعادت و خير و امور علويهاى كه گردش افلاك را بر عهده دارند. براى اثبات امر علوى و مفارق قدسى از دو طريق استدلال نموده است:
اول اينكه، چون گردش افلاك به واسطۀ امر اخس نيست، پس بهواسطۀ امرى علوى مىباشد و آن امر علوى چون ممكن اشرف است، بايد قبل از امر اخس متحقق باشد.
دوم آنكه، نفوس ناطقه متعددند و براى اين موجودات متكثره وجود علت، ضرورى و واجب است.
علت نفوس ناطقه بايد يكى از سه امر ذيل باشد:
١. واجب الوجود
٢. اجسام
٣. خود نفوس
امر اول، يعنى واجب الوجود، چون واحد من جميع الجهات است، نمىتواند علت امور متكثره بوده باشد. زيرا به حكم قاعدۀ «الواحد لا يصدر عنه الا الواحد» ، از واحد محض جز واحد صادر نمىگردد.
امر دوم نيز هرگز نمىتواند علت نفوس باشد؛ زيرا جسم، از آن جهت كه جسم است، نمىتواند به چيزى اعطاى وجود نمايد.
اما امر سوم، يعنى علت بودن برخى نفوس نسبت به برخى ديگر نيز جايز نيست؛ زيرا امورى كه در يك طبيعت نوعى اشتراك دارند نمىتوانند برخى از آنها علت و برخى معلول باشند؛ چون هيچگونه اولويتى فيمابين آنها وجود ندارد تا اينكه يكى علت و ديگرى معلول قرار گيرد. زيرا هرگونه فرضى از اين قبيل، نقض مىشود به فرض عكس
١ همان. ص ٤٣٤.
٢ الاسفار الاربعة، ج ٧، ص ٢٤٤.