ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٢٥٠ - باب ٣٤ عللى كه فضل بن شاذان ذكر كرده است
ميرسد روزهاش بر او واجب باشد مانند نماز كه هر وقت سر ميرسد نمازى بر او واجب باشد.
و اگر بپرسد: چرا هر گاه كسى در ماه رمضان مريض يا مسافر بود و تا رمضان ديگر طول كشيد و مريض صحّت و سلامتى خود را باز نيافت، يا مسافر سفرش بپايان نرسيد و ماه رمضان سال ديگر رسيد بايد فديه بدهد براى رمضان گذشته و قضايش ساقط مىشود، ولى اگر در بين سال شفا يافت يا مسافرتش تمام شد، و روزه را قضا نكرد بايد هم روزه را قضا كند و هم فديه دهد؟ گفته مىشود: در ماه رمضان آن سال روزه بر او واجب شده بود، ولى چون مريض يا مسافر بود زمانش به بعد موكول گرديد، و چون در تمام اين سال شرائط روزه كه صحّت (سلامتى بدن) و حضور در وطن (مسافر نبودن) است براى او موجود نشده، اساسا روزه از او ساقط مىشود، و بجاى آن بر او فديه واجب ميگردد؛ زيرا حقّتعالى مرض را بر او غلبه داده، و افاقهاى از مرض نيافته است، و خدا راهى از براى اداى تكليف براى او قرار نداده، چون مريض قدرت روزه گرفتن را ندارد، و مسافر هم نبايد روزه بگيرد، پس از اين جهت روزه از او ساقط است، و همچنين است حكم در هر چيز را كه خداوند بر او مسلّط كند، مانند بيهوشى؛ كه بفرض يك شبانه روز در حال بيهوشى بسر برد كه در آن حال