ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٧٩ - باب(٣١) آنچه از حضرت رضا
فرمود: سلمان، ابو ذرّ را به خانهاش دعوت كرد و براى پذيرائى او دو گرده نان آورد، ابو ذر آنها را برداشت و گردانيد و نظرى به پشت آن انداخت، سلمان از او پرسيد براى چه اين كار را كردى؟ ابو ذر گفت: خواستم ببينم نبادا درست پخته نباشد، سلمان سخت بخشم آمده و گفت: چقدر پر جراتى كه اين دو گرده نان را ميگردانى كه بدانى پخته است يا خمير، بخدا سوگند در اين نان آبى كه در زير عرش بوده فعاليّت داشته و همين طور فرشتگان كار كردهاند تا آن را به باد رسانيده و آن باد آن را به ابرها رسانده و ابرها كوشش كردهاند تا آن را بزمين رساندهاند، و رعد و برق و مأمورين از ملائكه جملگى همه در كار بودهاند تا آن را به جايهاى خود در زمين پخش نمودهاند، و زمين نيز در روى آن فعاليت كرده و همچنين چوب و آهن و حيوان و آتش و هيزم و نمك- و آنچه را كه ذكر نكردم بيش از اين است كه بدان اشاره كردم- همه و همه در كار بودهاند تا اين نان بدست آمده، پس تو چگونه خواهى توانست كه شكر اين را بجاى آرى؟ ابو ذر گفت: من بسوى خدا توبه مينمايم و طلب مغفرت مينمايم و از شما عذر ميخواهم از