ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٣٥٢ - باب ٤٠ در سبب پذيرش ولايتعهدى مأمون از سوى حضرت رضا
فاميلى را بازگردانيد، و تفرقه و جدائى بين خويشان را از ميان برداشت، و شكافى كه در ميان جمعيّت يك خاندان افتاده بود التيام داد، و به اين ترتيب خداوند كينهها و بدخواهيها را بكلّى از ميان برد، و بجاى آن يارى و انس و همزيستى و محبّت و دوستى واقعى را جايگزين نمود.
و اينك به يمن و نگهدارى و بركت و خير او و نيكوئيش و صلهاى كه او بجاى آورد، دستهاى همه يكى شد، و مرام همه يكى و سخنشان واحد گشت، و افكار و انديشههاى گوناگون يكى شد، و حقوق هر كس رعايت و ارثها بجاى خود بازگشت، و نيكى نيكوكاران را پاداش داد، و آزمايش آزمايششدگان را ارج نهاد، و درجات دورى و نزديكى افراد را بدستگاه حكومتى بر اساس ديندارى آنان قرار داد، و پس از اين امور، آن فردى كه سعى و كوشش او را پيش انداخته بود مخصوص به تفضيل و تقديم و تشريف گردانيد، و او همين فضل بن سهل ذو الرّياستين است، چون او را همكار صميمى ديد، و مشاهده كرد كه او فردى است كه بحقّ او استوار است، و بدليل و برهان او گوياست، بر كارگزاران دولت سرپرست و آموزگار خوبى است، و نيز براى سواره نظامان فرمانده بجائى است، و در كارزار و نبردهاى او صاحب نظر و با تدبّر، و براى رعيّت داراى سياست است، و مردم را بمرام و مسلك او دعوت مىكند، و