ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٣١١ - باب ٤٠ در سبب پذيرش ولايتعهدى مأمون از سوى حضرت رضا
|
٥- أتعجب للاجلاف أن يتخيفوا |
معالم دين اللَّه و هو مبين |
|
|
٦- لقد سبقت فيهم بفضلك آية |
لدىّ و لكن ما هناك يقين |
|
ترجمه: ١- اى قبرى كه جايگاهش در طوس غريب است، اشكهاى غم پيوسته بر تو ريزان است.
٢- در شبههام كه آيا تو را زهر خوراندند تا بر تو گريه كنم يا بمرگ طبيعى از دنيا رفتهاى تا داغ تو بر من آسانتر گردد؟! ٣- و هر كدام را بگوئى؛ چه بگوئى به «زهر» و چه بگوئى بمرگ طبيعى، هر دو سزاوار گريستن است.
٤- شگفتا كه تو را «رضا» ناميدند ولى تو بايد از آنها بيم و رنج ببينى! ٥- آيا تعجب ميكنى از اين سخت دلان كه معالم آشكار دين خدا را دستخوش تغيير و تبديل كنند؟
٦- در فضل تو ميان آنها نزد من آيه (و نشانه) اى از پيش بوده ولى (چه بايد كرد) كه در آنجا يقينى نيست.
از اين كلام پيداست كه موضوع از چه قرار مىبوده، و هيچ گاه امام معصوم كارمند دستگاه ظالم نخواهد شد، و در اين كتاب اخبار بسيار صحيح و اخبار ناصحيح هست، و مخلوط از درست و نادرست نيز هست، و مؤلّف تضمين صحّت هر چه در آنست را نكرده است».
٢- احمد بن زياد همدانى- رضى اللَّه عنه- از علىّ بن ابراهيم از پدرش از ريّان بن صلت روايت كرده كه گفت: بر على بن موسى عليهما السّلام وارد شدم و عرضه