ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٥٣٦ - باب ٤٧ ذكر اخبارى كه دلالت بر امامت آن حضرت دارد
نابابش دعا فرمايد، در جواب نامه مرقوم فرموده بود كه خداوند بتو پسرى صالح عطا خواهد كرد. و پسر نابابش مرد، و بعد خداوند فرزندى باو داد.
دلالت ديگر:
٣٩- علىّ بن عبد اللَّه ورّاق- رضى اللَّه عنه- بسند متن از محمّد بن فضيل روايت كرد و گفت: وارد محلّى در يك منزلى مكّه بنام بطن مرّ شدم، در آنجا دردى در پهلو و پاى من حادث شد كه آن را بعربى «عرق المدينىّ» مىگفتند، و در مدينه خدمت حضرت رضا ٧ رسيدم، پرسيد: ناراحتى و درد تو چيست؟ چرا تو را دردمند مىبينم؟ عرضكردم وقتى به «بطن مرّ» رسيدم مرض عرق المدينىّ در پهلو و پاهايم پيدا شد، پس آن حضرت اشاره بآنچه در زير بغل من بود نمود و بكلماتى چند تكلّم فرمود و آب دهان بر آن نهاد، آنگاه گفت: ترا ديگر از اين درد رنجى نيست، و بعد نظرى به آنچه در پايم بود كرد و فرمود:
ابو جعفر (باقر) ٧ فرمود: هر كس از شيعيان ما ببلائى گرفتار شود و پايدارى كند و صبر نمايد، خداوند عزّ و جلّ ثوابى همانند اجر هزار شهيد در نامه عمل او بنويسد، در قلب خود گفتم: بخدا سوگند از پا درد هيچ گاه تا