ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٤٥ - باب(٣١) آنچه از حضرت رضا
فرمود: از رسول خدا ٦ دو كتاب به ميراث بردم، يكى كتاب خدا (يعنى قرآن) و ديگر كتابى كه در كيسه چرمى بغلاف و نيام شمشيرم آويختهام، گفتند:
يا امير المؤمنين! آن كتابى كه در غلاف شمشير است چيست؟! فرمود: در آن مكتوبيست كه كسى كه غير قاتل خود را بكشتن دهد، يا غير زننده خود را بزند، لعنت خدا بر او باد.
شرح: «مراد آن است كه در اين امور دقّت بسيار لازم است، مبادا بىتقصيرى مقصّر شناخته شود، و اين از دستورات جدّى پيغمبر اسلام است، و در كيسهاى از چرم بغلاف شمشير آويخته بودن بما مىفهماند كه شمشير بايد در اجراى عدالت بكار رود، و در حقيقت، موارد اجرا و بكار بردن شمشير در آن نامه ثبت شده بود، و امام ٧ به اجمال بدان اشاره فرمود».
١٢٣- و بهمين اسناد از آن حضرت روايت كرده كه امير المؤمنين ٧ فرمود: ما در حفر خندق در كنار رسول خدا ٦ بوديم كه فاطمه آمد و پاره نانى بهمراه داشت و به رسول خدا داد و آن حضرت عليه الصّلاة و السّلام فرمود: اين پاره نان از كجاست؟ عرض كرد گرده نانى براى فرزندانم حسن و حسين بپختم و قدرى از آن را براى شما آوردم، حضرت فرمود: بعد از سه شبانه روز اين اوّلين لقمهاى است كه به گلوى پدرت رسيده است.