ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٥١١ - باب ٤٧ ذكر اخبارى كه دلالت بر امامت آن حضرت دارد
شده و اكنون در رباط سعد است، مرد بخيال افتاد كه نزد آن حضرت رود و گرفتارى و ناراحتى خود را بآن جناب بگويد تا دستور داروئى كه نافع حال او باشد را بدهد، لذا آهنگ آن مكان كرده و بسوى رباط سعد رهسپار گشت و بر حضرتش وارد شد، و به اشاره و آن طور كه ممكن بود گفت: يا ابن رسول اللَّه مسأله من چنين و چنان است، و دهانم متلاشى شده و زبانم از كار افتاده بقسمى كه قادر نيستم حرف بزنم مگر با سختى، اگر مرحمت بفرماييد دوائى برايم معرّفى كنيد ممنونم، امام ٧ فرمود آيا در (خواب) بتو ياد نداديم؟ (كه چه كن تا ناراحتى دهانت و كندى زبانت برطرف شود) برو و همان كه در خواب تعليمت كرديم انجام ده بهبودى مىيابى. مرد گفت: يا ابن رسول اللَّه اگر مصلحت ميدانى بار ديگر دارو را بيان فرما، حضرت فرمود: زيره و آويشن را با نمك بكوب و دو يا سه بار در دهان بگردان علاج خواهى يافت. مرد گويد: من اين دستور را مطابق فرمايش حضرت بكار بسته و صحّت يافتم، ابو حامد احمد بن علىّ بن الحسين ثعالبىّ گويد: من از ابو احمد عبد اللَّه بن عبد الرّحمن مشهور بصفوانىّ شنيدم كه ميگفت: من آن مرد را ديدم و از خود او اين حكايت را شنيدم.