ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٤٥٥ - باب ٤٥ تقرب جستن مأمون بآن حضرت بمجادله و بحث با مخالفان در باره امامت و برترى على
|
و لقد ذعرت الوحش فيه و صاحبي |
محض القوائم من هجان هيكل |
|
و بدون ترديد ترسيدم و وحشت كردم از تنهائى در آن مكان و تنها همدم و دمساز من چارپائى نجيب و ساق سپيد و بلند قامت بود.
پس شاعر اسب خود را صاحب خويش خوانده است. امّا آنكه فرموده:
«إِنَّ اللَّهَ مَعَنا» (خدا با ماست) پس بدان كه خداوند با هر نيكوكار و بدكردارى هست، مگر نشنيدهاى كه خداوند فرموده: و ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ- تا آخر آيه سوره مجادله كه معنايش اينست كه هيچ سه تنى با هم نجوى نكنند جز اينكه خداوند چهارمى آنان است، و هيچ پنج تنى با يك ديگر نباشند الّا اينكه خداوند ششمى ايشان است، و نه كمتر و نه بيشتر از اين جماعتى گرد نيايند جز آنكه خداوند با آنانست هر كجا كه باشند».
و امّا اينكه فرمود: لا تَحْزَنْ پس بگو بدانم اين حزن و ناراحتى ابو بكر طاعت خدا بود يا معصيت او؟ اگر فكر ميكنى كه طاعت خدا بود، پس گوئى رسول خدا ٦ از طاعت خدا او را منع فرمود، و اين بر خلاف فعل شخص حكيم است، و اگر گوئى آن معصيت بود، پس در اين چه فضيلتى است براى عاصى.
اكنون بگو بدانم اينكه خداوند حكايت فرموده: فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ