ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٣٩٥ - باب ٤١ طلب باران حضرت - بدرخواست مأمون - و نشاندادن قدرتهاى الهى در اجابت دعاى او و هلاكت و رسوائى مخالفان و منكران شخصيت او
راوى گويد: پس از اين ماجرا مأمون پيوسته اظهار كوچكى و حقارت در نزد حضرت رضا ٧ مينمود، تا اينكه بالاخره انجام داد در باره آن حضرت كارى را كه ميخواست انجام دهد.
مترجم گويد: «بايد دانست كه معجزات و كرامات امرى است مسلّم، و صريح قرآن بدان ناطق است و منكرى در ميان خداپرستان ندارد مگر اندكى كه خود را روشن فكر ميدانند، ولى معجزه از انبياء الهى و اولياء بحق و بلكه از افراد برجسته و مقربان درگاه الهى (تنها) باذن پروردگار صادر مىشود، و اصل معجزه و كرامت آن عملى است كه ديگران از اتيان بمثل آن عاجزند، و لازم هم نيست كسى كه كرامت از او صادر مىشود معصوم باشد، آيه شريفه ميفرمايد: قالَ عِفْرِيتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقامِكَ يعنى: (خطاب به حضرت سليمان) من قبل از اينكه از مجلس برخيزى (تخت ملكه صبا را) نزد تو حاضر مىكنم. قالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ (يعنى) من بكمتر از يك چشم بهم زدنت آن (تخت) را در نزد تو مىآورم.
اين خود كرامتى است كه در آن روزگار بلكه در اين روزگار هم براى كسى امكان ندارد، ولى بايد متوجّه اين امر بود كه معجزه شرائطى دارد:
اوّل اينكه معجزه انبياء- عليهم السّلام- براى اثبات نبوّت ايشانست و آيه بيّنه است، و در مقام تحدّى است، نه هر وقت و هر جا و هر چند كه بدون آن حقّ بر طرف مقابل ثابت شده باشد. دوم اينكه: معجزات بصورتى نيست كه آنچه هست نابود كند بلكه بعكس مثلا: درخت خشك شده را سبز مىكند، يا مرده را زنده مىكند، يا بز از شير رفته را شير از پستانش جارى مىنمايد، يا مريض را شفا ميدهد، يا آتش را گلستان ميكند، يا چشمه خشك شده و بىآب را جوشان و نابع مينمايد، نه اينكه نابود