ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٦٨٥ - باب ٦٩ - معجزاتى كه از مزار آن حضرت ظاهر شده و استجابت دعا در آن بقعه
باب ٦٩- معجزاتى كه از مزار آن حضرت ظاهر شده و استجابت دعا در آن بقعه
١- ابو طالب حسين بن عبد اللَّه طائى گويد: از محمّد بن عمر نوقانىّ شنيدم كه ميگفت: من شبى تار در شهر خود «نوقان» در بالا خانهاى بخواب بودم، يك مرتبه از خواب پريدم و نظر كردم در آن ناحيهاى كه قبر علىّ بن موسى- الرّضا عليهما السّلام در سناباد بود، ديدم نورى بلند شده تا بآسمان و تمام آن ناحيه را چون روز روشن نموده، من در مورد امامت آن حضرت ٧ در شك بودم و باور نميكردم كه او حق باشد، مادرم- كه او نيز در امر امامت او مخالف بود و او را باور نداشت- گفت: تو را چه مىشود؟ گفتم نورى ساطع ميبينم كه تمامى جوّ را گرفته است و آن مشهد از پرتو آن پر شده است، سپس مادرم گفت: چنين چيزى امكان ندارد و جز اين نيست كه اين خود از (وسوسه) شيطان است. و گفت: در شب ديگرى كه تاريكى آن شديدتر از شب اوّل بود مانند همان كه در آن شب ديده بود تكرار شد و آن مشهد از نور پر شده بود، در اين حال مادرم را با خبر ساخته و بدان جا آوردم تا اينكه او نيز آنچه من ديده بودم دو مرتبه او با چشم خويش ديد كه تمام آن منطقه در سناباد از نور پر شده است، آن را عجيب دانست و بنا كرد حمد خدا گفتن، الّا اينكه مانند من درست ايمان