ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٢٠٩ - باب ٣٤ عللى كه فضل بن شاذان ذكر كرده است
خوددارى كنند، چرا كه امركننده و نهىكننده واقعى را تشخيص نمىدهند. و از جمله علل اينكه اگر ممكن بود كه دو خدا باشد، هيچ كدام از آن ديگر سزاوارتر به پرستش و اطاعت نبود، و در جواز اطاعت و فرمان بردن از هر يك از آن دو شريك جواز فرمانبردارى از ديگر موجود بود و در اين جواز عدم اطاعت «اللَّه» مسلّم بود، و آن كفر بخداست و تمامى انبياء و كتب آسمانى آنان، و اثبات هر باطل و ترك اداء همه حقوق و حلال دانستن تمامى محرّمات، و تحريم همه مباحات، و ارتكاب كلّ معاصى و گناهان، و بيرون شدن از جميع طاعات، و حلال كردن هر تباهى و فساد، و باطل نمودن هر حقّى امرى مسلم بود، و ديگر اينكه اگر جايز باشد كه خدا را يكتا ندانيم و غير او را هم خدا بدانيم پس جايز است ابليس ادّعا كند آن خداى ديگر منم تا با تمامى احكام با خداوند تعالى معارضه كند و مردم را بسوى خود بخواند، و در اين، كفر عظيمتر و نفاق شديدتر خواهد بود.
و چنانچه سائلى بپرسد: چرا واجب است بر آنان كه اقرار كنند بخدا و به