ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٢١١ - باب ٣٤ عللى كه فضل بن شاذان ذكر كرده است
و عقابش محقّق نخواهد بود، و در اين صورت آن موجب فساد عالم و ابطال و براندازى ربوبيت او خواهد بود.
پس اگر كسى گويد: چرا خداوند بندگان را امر و نهى فرموده؟ پاسخ او اينست كه بقاء و دوامشان و صلاح و امنيّتشان وابسته به امر و نهى و جلوگيرى و بازداشتن از فساد و چپاول اموال بود.
و چنانچه سائلى بپرسد: چرا آنان را بعبادت و بندگى فرمان داد، جواب گفته مىشود كه تا او را از ياد نبرند، و آئين او را رها نكنند، و امر و نهيش را ببازى نگيرند، زيرا در آن آرامش و دوام ايشان است، اگر آنان بدون دستور عبادات رها مىشدند و روزگار بر آنان دوام مىيافت، دلهايشان سخت شده و بيرحم و سنگدل مىگشتند.
پس اگر فردى بپرسد: چرا بنماز مأمور گشتند: جواب آنست كه در نماز اقرار بمالكيّت خداوند است و اين صلاح عموم است، زيرا در آن رها كردن معبودان ديگر و گذر كردن از همه آنها و رسيدن به پيشگاه خداوند جبّار است با كمال كوچكى و اظهار ذلّت نيازمندى و خضوع و خشوع، و اعتراف به بندگى