ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٤٤٤ - باب ٤٥ تقرب جستن مأمون بآن حضرت بمجادله و بحث با مخالفان در باره امامت و برترى على
من ببهشت آمده بود! آرى شيعه مىگويد: علىّ از ابو بكر بهتر است، ولى شما مىگوئيد غلام ابو بكر از پيغمبر ٦ بالاتر است، زيرا آنكه سبقت گرفته افضل است از آنكه در پى او رسيده، همچنان كه روايت كردهايد كه شيطان از سايه عمر هم فرار ميكند، در صورتى كه ميگوئيد شيطان بزبان پيغمبر انداخت كه بگويد: «و إنّهنّ الغرانيق العلى» (اين بتها طاوس مثالان رفيعاند[١])، بگمان شما شيطان از عمر فرار ميكرد، امّا كفر را بر لسان رسول خدا ٦ القا كرد.
يكى از آنان گفت: رسول خدا ٦ فرمود: اگر عذاب نازل شود جز عمر بن الخطّاب احدى نجات نيابد (حتى رسول خدا ٦!).
مأمون گفت: اين حديث مخالف صريح كتاب خدا است كه به پيغمبرش فرموده: ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ، (تا مادامى كه تو در ميان آنان باشى آنان را عذاب نفرستيم)، و شما عمر را مانند رسول خدا ٦ قرار دادهايد.
فرد ديگر گفت: رسول خدا ٦ شهادت به اهل بهشت بودن عمر در جمله آن ده تن از اصحاب كه آنان را «عشره مبشّره» گويند داد! مأمون گفت: اگر چنين كه گمان شما است باشد، عمر بحذيفة بن اليمان (كه
[١]- اين مطلب اشاره دارد به قصهاى كه بعض مفسّرين اهل سنّت در ذيل آيه: إِلَّا إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ( حجّ: ٥٢)، آوردهاند كه: زمانى پيامبر در حال نقل وحى بود كه شيطان كلامى بر زبان وى جارى ساخته گفت:\sُ تلك الغرانيق العلى\z و إنّ شفاعتهن لترجى.\z\E