ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٤٣٩ - باب ٤٥ تقرب جستن مأمون بآن حضرت بمجادله و بحث با مخالفان در باره امامت و برترى على
ميخواستم دوستى براى خود برگزينم هر آينه ابو بكر را براى دوستى برمىگزيدم.
مأمون گفت: اين محال است زيرا در روايات شما است كه پيغمبر ٦ ميان اصحابش در مدينه برادرى (پيمان اخوّت) افكند و هر كدام را با ديگرى عقد اخوّت بست و براى علىّ برادرى قرار نداد، و علىّ سبب آن را پرسيد، فرمود: من ترا براى خود نگهداشتم و تو برادر منى و اين تأخير نبود مگر براى اينكه تو را براى خود باقى گذاشتم، پس هر كدام از اين دو روايت را بپذيريم آن ديگر را بايد ردّ كنيم.
ديگرى گفت: علىّ خود در منبر گفت: بهترين افراد اين امّت پس از پيامبرش ابو بكر و عمر ميباشند! مأمون گفت: اين نيز محال است، زيرا اگر پيغمبر ٦ ميدانست كه اينان از همه افضلند، يك بار عمرو بن عاص و يك بار اسامة بن زيد را بر آنان امير و ولىّ نميكرد. و از چيزهائى كه اين خبر را تكذيب مىكند گفتار خود علىّ است پس از رحلت پيغمبر ٦ كه در سخنى فرمود: «و من بجانشينى او نزديكتر بودم از خودم به پيراهنم لكن ترسيدم از اينكه اختلاف ايجاد شود و مردم تازه مسلمان از اسلام باز گردند و كافر شوند، و گفتار ديگرش كه فرمود: