ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٣٠٧ - باب ٣٩ خروج آن حضرت از نيشابور بسوى طوس و از آنجا به مرو
١٥٢ از سوى منصور دوانيقى بحكومت خراسانات منصوب شده، و در زمان مهدىّ عبّاسى در سال ١٥٩ در طوس مركز حكومتش از دنيا رفته است و علىّ بن موسى الرّضا عليهما السّلام در زمان مأمون الرشيد بسال ٢٠٠ هجرى بخراسان احضار يا دعوت شده است، و نميتوان گفت كه: حضرت پيراهنش را بحميد بن قحطبه داده و او از حضرت درخواست آن حرز و دعا را كرده است، چون او قريب چهل سال پيش از اين مرده بوده! بنظر ميرسد كه مراد ديگرى باشد بنام حميد، مثلا حميد بن ابى غانم طائىّ؛ همان كس كه هارون الرّشيد وقتى بخراسان وارد شد در خانه او منزل كرد و همان جا مرد و دفن شد، و اين در صورتيست كه حميد بن قحطبه با حميد بن أبى غانم متّحد نباشند، و الّا بايد گفت: در اين مطلب تحريف يا تصحيفى رخ داده است، يا رأسا ساختگى است. ولى در هر حال دعا و تعويذ درست است و لازم نيست سندش صحيح اعلائى باشد، زيرا خداوند تبارك و تعالى رحمت رحمانيّتش بىدريغ است، و خود فرموده است ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ (مرا بخوانيد از شما مىپذيرم)، و قصّه معروف حميد بن قحطبه و كشتن شصت نفر از سادات بدستور هارون نيز همين اشكال را داراست، چون در زمان خلافت هارون كه در سنه ١٧٠ به بعد بوده او از دنيا رفته بوده، و تاريخ اين كشتار آخر عمر هارون است، و بنظر ميرسد قصّهاى ساختگى باشد امّا بغرض صحيح مانند فيلمهاى غير مستند- و اللَّه العالم- و آن براى نشان دادن دشمنى عبّاسيان و سخت دلى و بيرحمى هارون و دستاندركارانش با آل پيغمبر عليهم السّلام بوده كه شكّى هم در آن نيست،- و عليهم لعائن اللَّه-».