ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٤٣٤ - باب ٤٥ تقرب جستن مأمون بآن حضرت بمجادله و بحث با مخالفان در باره امامت و برترى على
٢- پدرم و ابن وليد- رضى اللَّه عنهما- بسند مذكور در متن از اسحاق بن حمّاد بن زيد نقل كردند كه گفت: يحيى بن اكثم ما را در يك مجلس گرد آورد و گفت: مأمون بمن دستور داده است كه جماعتى از اهل حديث و گروهى از علماى علم كلام و معارف را براى مناظره در مجلسى دعوت كنم، من نيز فرمانش را عملى كردم و از اين دو صنف نزديك چهل نفر جمع شدند و آنان را با خود بردم و گفتم در سرسراى دربان و اطاق انتظار او بمانند تا بحاجب مأمون آمدن ايشان را گزارش دهم، و آنان در آنجا ماندند تا مأمون را خبر كردند و دستور حضور داد، آنان بر او وارد شدند و سلام كردند، و مأمون ساعتى بصحبت و انس و پذيرائى ايشان بسر برد آنگاه گفت: من در نظر دارم كه شما را ميان خود و خدايم تبارك و تعالى حجّت گيرم، پس هر كس محصور است و احتياج بقضاء حاجت دارد برخيزد و خود را از فشار بول و آن ديگر رها سازد، و راحت بنشينيد و موزه از پاى بيرون كنيد و ردا از دوش بيفكنيد. آنچه گفته بود عمل كردند.
آنگاه رو بقوم كرده گفت: اى جماعت! من شما را احضار كردهام كه با شما