ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٣٧٥ - باب ٤٠ در سبب پذيرش ولايتعهدى مأمون از سوى حضرت رضا
٢٤- و حسين بن احمد بيهقىّ با چند واسطه مذكور در متن از محمّد بن- ابى عبّاد روايت كرد كه: وقتى امر فضل بن سهل ذو الرّياستين بآنجا كشيد كه كشيد و كشته شد، مأمون بر حضرت رضا ٧ وارد شد و گريه مىكرد و ميگفت اكنون وقتى است كه من نياز بتو دارم اى ابو الحسن، امر وزارت را بعهده بگير و مرا يارى كن، امام ٧ فرمود: تدبير امور با تو است و بر ما است دعا كردن، ابن ابى عبّاد گفت: چون مأمون بيرون رفت بحضرت عرضكردم:
خداوند ترا عزّت دهد! چرا نپذيرفتى آنچه را كه امير المؤمنين از تو خواست و بتأخير انداختى و امتناع ورزيدى؟! و امام گفت: واى از تو اى ابا حسين! هيچ باكى از آنچه واقع شده بر تو نيست، ابن أبى عبّاد گويد امام ديد كه من از آنچه شده است غمگين و افسردهام، بمن فرمود: چه مىانديشى در اين امر؟ اگر كار بدان جا كشد كه تو ميگوئى و تو نسبت بمن همان طور كه اكنون هستى باشى، نفقه تو (يعنى حقوق ماهيانهات) همان مقدارى خواهد بود كه قبلا معيّن شده است و تو هم مانند ديگران نزد من خواهى بود.
٢٥- حسين بن احمد بيهقىّ از صولىّ از محمّد بن ابى الموج از پدرش نقل