ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٤٩٨ - باب ٤٧ ذكر اخبارى كه دلالت بر امامت آن حضرت دارد
محمّد را بستهاند، و اسحاق بن جعفر و فرزندان او و جماعتى از اولاد ابى طالب گرد جنازهاش مىگريند، امام ٧ ببالين او نشست و نگاهى بروى او كرده و لبخندى زد و حاضران مجلس از اين عمل روى در هم كشيدند و ناراحت شدند، پارهاى گفتند: اين لبخند، شماتت او بعمويش بود، راوى گفت:
حضرت برخاست كه در مسجد نماز بخواند، ما باو عرضكرديم فدايت شويم اينان از خنده شما خوششان نيامد و آن را حمل بر غرض كردند و حرفهائى از آنان شنيديم وقتى شما تبسم نموديد، حضرت فرمود: خندهام از تعجّب در گريستن اسحاق بود، و بخدا سوگند او پيش از محمّد از دنيا ميرود و محمّد بر او خواهد گريست، پس از آن محمّد بهبود يافت، و اسحاق قبل از او جان سپرد.
دلالت ديگر:
٧- محمّد بن علىّ ماجيلويه- رضى اللَّه عنه- بسند مذكور در متن از يحيى بن محمّد بن جعفر بازگو كرده گويد: پدرم محمّد بن سختى مريض شد، امام ٧ بعيادت او آمد، و عمويم اسحاق نشسته بود و بر او ميگريست و