ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٤١٣ - باب ٤٣ اشعارى كه در باره حلم و سكوت در مقابل جاهل و ترك عتاب دوست و جذب دشمن تا آنكه دوست شود، و پرده پوشى فرموده است
راحتى و سعه صدر و خوشى بسر ميبرد، ولى آنكه بخيل است نهايت شومى و بدبختى را داراست.
٧- و از محمّد بن يحيى بن أبى عباد نقل است كه گفت: عمويم برايم گفت: روزى از علىّ بن موسى ٧ شنيدم كه اين اشعار را ميخواند، با اينكه او بسيار كم شعر ميخواند:
|
كلّنا نأمل مدّا في الأجل |
و المنايا هاذمات بالأمل |
|
با دو بيت ديگر مذكور در متن كه ترجمه آن اين است:
١- تمامى ما آرزوى اين داريم كه مرگ ما را مهلت دهد، در حالى كه مرگها خود نابودكننده آرزوها و لذاتند و قطعكننده آن. (و در نسخهاى «هن آفات الامل» است) ٢- فريب ندهد تو را آرزوهاى دروغين و بر خلاف و ياوه، و پايبند ميانه روى باش، و ناصواب و بيهودهگرى را كنار گذار.
٣- زيرا كه دنيا سايه اى را ماند كه رو بزوال است و ماندنى نيست، سرائيست كه مرتّب سوارى در آن بار مىاندازد، و پس از مختصر درنگى كوچ مىكند. گويد: بآن حضرت عرض كردم: خداوند وجود شما را عزيز بدارد، اين اشعار از كيست؟ فرمود: يكتن از اهل عراق براى شما گفته، عرض كردم:
ابو العتاهية اين اشعار را از خود برايم خواند، با اينكه مناسب حال خود سروده است امام فرمود: ويرا بنامش بخوان، و اين طرز سخن را واگذار كه