ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٢٤٢ - باب ٣٤ عللى كه فضل بن شاذان ذكر كرده است
كند، و نه دوستش محزون گردد و ناراحت شود.
و اگر بپرسد: چرا امر كرده كه غسل دهندهاش بايد غسل مسّ ميّت كند؟
پاسخ آنست كه: براى پاك شدن وى از آلودگى و مواد موذى و چركزايى كه در پوست متوفّى بوده و بدست و اعضاى غسل دهنده سرايت كرده است، زيرا روح كه از بدن انسان خارج مىشود آلودگى آفت و مرض و آنچه بدان مبتلا بوده بر بدن باقى ميماند (مراد بقول اطبّاء اين زمان ميكروبهاى مسرى كه بر سطح بدن ميّت است، و هر كس قبل از انجام غسلهاى سهگانه با آن بدن تماس حاصل كرد بايد غسل مسّ ميّت بجا آورد، ولى پس از تغسيل لازم نيست، زيرا كافورى كه در غسل بكار رفته خود از بهترين و ارزانترين ميكرب كشها است، و در ظاهر بدن ميّت ميكروبى باقى نمىگذارد تا سرايت كند لذا غسل لازم نيست).
و اگر بپرسد: چرا در تماسّ با بدن مرده غير انسان از پرندگان يا چرندگان يا درندگان هيچ يك غسل مسّ ميّت لازم نيست؟ پاسخ آنست كه: آنها در ظاهر پوست بدنشان داراى پر، پشم، مو، و يا كرك هستند، و همه اينها پاك ميمانند و هيچ كدام داراى حيات آنچنانى نبودند تا بمرگ صاحبانشان بميرند و تغيير كنند (يعنى: پر و مو و كلك و پشم نمردهاند)، و همان حال كه در حال زنده بودن حيوان دارند پس از مرگ او نيز دارند، پس تماسّ با ظاهر بدن آنها تماسّ با چيزيست كه در حال حيات و مرگ فرقى ندارد (لذا مسّ با موى ميّت انسان معلوم نيست غسل مسّ ميّت را واجب كند).